تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

تعريف علم كلى

علم كلى - بر خلاف علم جزيى - ثابت است و پيش از وقوع معلوم و همراه با آن و پس از آن بر يك حال باقى مىماند . متعلق اين علم مىتواند يك امر متغير باشد ؛ يعنى امرى باشد كه در چند دقيقه و حتى در يك لحظه اتفاق مىافتد و آن‌گاه معدوم مىشود ؛ مانند علم يك ستاره شناس به وقوع ماه گرفتگى در يك تاريخ معين . اين علم ، براساس محاسبات خاصى ، نه در اثر مشاهدهء حسى ، براى ستاره شناس حاصل مىشود و ممكن است مدت‌ها قبل از وقوع اين حادثه ، ستاره شناس از وقوع آن در آن تاريخ خاص آگاه باشد . به چنين علمى ، علم « پيش از كثرت » نيز مىگويند . اين دسته از علوم حصولى ، چون از طريق انفعال از خارج به‌دست نيامده است ، تابع معلوم خارجى نيز نمىباشد ؛ از اين‌رو ، تغيير و تحول معلوم خارجى تأثيرى در بقاى آن نداشته و موجب تحول و دگرگونى آن نخواهد شد . هرگاه علم ما به يك شىء از طريق علم به علل آن شىء باشد ، يك علم ثابت و به اصطلاح « كلى » خواهد بود . به دليل اين‌كه عليّت يك شىء براى شىء ديگر ، يك امر ثابت و زايل نشدنى است ؛ از اين‌رو ، علم به عليت يك شىء براى شىء ديگر نيز ثابت و زايل نشدنى خواهد بود . پس اگر بدانيم كه « الف » علت تامهء « ب » است و نيز بدانيم كه « الف » در فلان زمان تحقق دارد ؛ از اين‌جا علم سومى به دست خواهيم آورد و آن علم به وقوع « ب » در آن زمان معين است و اين علم ، كلى خواهد بود .

علم به تغيير غير از تغيير علم است

فان قلتَ : التغيُّرُ لايكونُ إلّابقوّةٍ سابقةٍ ، و حاملُها المادّةُ ، و لازمُه كونُ العلومِ الجزئيّةِ ماديّةً ، لا مجرّدةً . قلنا : العلمُ بالتغيّرِ غيرُ تغيُّرِ العلمِ ، و المتغيِّرُ ثابتٌ في تغيّرِه ، لا متغيّرٌ ؛ و تعلّقُ العلمِ به ،