تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
همان حال باقى مىماند ، گرچه بنا خراب و منهدم گردد . چنين علمى را علم پيش از كثرت نامند . علوم به دست آمده از راه علل و اسبابِ يك پديده ، هميشه كلى است و از همين قبيل مىباشد ؛ مانند : آگاهى ستاره‌شناس به اين‌كه در فلان روز و فلان ساعت تا فلان مدت ، ماه گرفتگى به وجود مىآيد و موقعيت منظومهء شمسى به گونه‌اى مىشود كه موجب حائل شدن زمين بين ماه و خورشيد مىگردد . اين آگاهى ، پيش از ماه گرفتگى و همراه با آن و پس از آن ، به حال خود باقى خواهد بود . و مراد از « جزئى » علمى است كه با تحول معلوم بالعرض متحول مىگردد ؛ مانند آن‌كه از راه ديدن ، علم به حركت كردن كسى پيدا كنيم ، كه چون او از حركت بايستد ، صورت علمى نيز از حركت به سكون تبديل مىشود و آن را علم پس ازكثرت نامند . شرح و تفسير

اصطلاحى ديگر در باب كلى و جزيى

در اين فصل در مورد اصطلاح ديگرى از « كلى و جزيى » - كه بيشتر در فلسفه و در كتاب برهان از منطق مطرح است - گفت و گو مىشود . كلى و جزيى بودن يك علم در اين اصطلاح به معناى قابليت يا عدم قابليت صدق آن بر كثيرين نيست ، بلكه به معناى ثبات و تغير آن علم است . بايد توجه داشت كه كليت و جزئيت در اين اصطلاح بيشتر در باب قضايا به كار مىرود . يعنى علم به يك قضيه ، گاهى كلى است و گاهى جزيى مىباشد ؛ خواه آن قضيه ، با سور كلى باشد يا سور جزيى و يا آن‌كه اساساً يك قضيهء شخصى باشد . بر خلاف اصطلاح پيشين كه منحصراً در باب تصورات به‌كار مىرود . توضيح مطلب آن كه : گاهى علم ما به يك شىء به‌گونه‌اى است كه تغييرات آن شىء ( / معلوم بالعرض ) موجب تغيير علم نمىشود ، بلكه علم ما به آن شىء قبل از وقوع آن شىء و در حال وقوع آن و پس ازوقوعش ، صورت ثابتى دارد . و گاهى علم ما به يك شىء به گونه‌اى است كه تابع آن معلوم است و با تغييراتى كه در آن معلوم
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 287 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى