پاسخ به دو شبهه
و ما يتوهمُ : في مقارنةِ حصولِ العلمِ للزمانِ إنّما هو مقارنةُ شرائطِ حصولِ الاستعدادِ له ، لا نفسِ العلمِ .
وأمّا توسُّطُ أدواتِ الحسِ في حصولِ الصورةِ المحسوسةِ ، و توقُّفِ الصورةِ الخياليّةِ على ذلك ، فانّما هو لحصولِ الاستعدادِ الخاصِ للنفسِ لتقوى به على تمثيلِ الصورةِ العلميّةِ ؛ و تفصيلُ القولِ في علمِ النفس .
ترجمه
چه بسا توهم شود كه : پيدايش علم ، مقارن با زمان خاصى مىباشد . ولى بايد دانست كه شرايط پيدايش استعدادِ حصولِ علم ، مقارن با زمان است ، نه خود علم .
همچنين وساطت آلات احساس در پيدايش صورت محسوس و توقف صورت خيالى بر آن ، فقط براى تحقق يافتن استعداد خاصى است براى نفس ، تا با آن بتواند صورت علمى را به وجود آورد ، كه تفصيل آن مربوط به علم نفس ( روانشناسى ) مىباشد .
شرح و تفسير
چند شبهه و پاسخ آنها
شبههء نخست :
در برهان اخير به اين مطلب اشاره شد كه صورتهاى علمى ، مقيد به زمان نيستند و نمىتوان آنها را امورى زمانى به شمار آورد . مستشكل در برابر اين سخن ، مىگويد : علوم ، به ويژه علوم حسى ، امور منطبق بر زماناند ، زيرا در زمان خاصى حادث مىشوند و در زمان خاصى نيز زايل مىگردند ؛ مثلًا صورت حسيى كه من از حركت شخص خاصى دارم ، در زمان شروع حركت وى حادث مىشود و پس از پايان آن حركت ، پايان مىيابد . من خورشيد را وقتى مىبينم ( صورت حسى آن در من تحقق مىيابد ) كه سرم را بالا كنم و به آن چشم بدوزم ؛ در اين زمان است كه آن را