1 - علم و ادراك ، از آن جهت كه علم و ادراك است ، قابليت تغيير و تحوّل ندارد و نمىتواند از حالت فعلى خود به حالت جديدى درآيد ؛ به ديگر سخن : علم و ادراك ، حالت منتظره ندارد .
2 - هر پديدهء مادى ، پيوند با ماده ، قوه و استعداد دارد ؛ از اين رو قابليت تغيير و تحول در آن وجود دارد و مىتواند از حالى به حالى ديگر درآيد .
بنابراين ، علم و ادراك ، امرى غير مادى است .
برهان دوم :
اين برهان نيز مبتنى بر دو مقدمه است .
1 - صورتهاى علمى - خواه عقلى باشند ، خواه حسى و يا خيالى - فى حدّ نفسه قابل انطباق بر كثيرين مىباشند و مىتوانند بر موارد عديده انطباق يابند ؛ در يك كلمه ، صورت علمى مطلقا امرى كلى است .
2 - امور مادى همگى جزيى و متشخصاند و جز بر يك فرد ، انطباق نمىيابند . اين مقدمه ، امرى بديهى و روشن است و نياز به اثبات ندارد .
از اينجا دانسته مىشود كه صورتهاى علمى مادى نيستند .
برهان سوم :
حاصل برهان سوم آن است كه :
1 - امور مادى اوّلًا انقسام پذيرند ، و ثانياً زمانمندند و ثالثاً مكانمند مىباشند .
2 - صورتهاى علمى هم نه انقسام پذيرند ، نه زمانمندند و نه مكانمند مىباشند .
بنابراين ، صورتهاى علمى را نمىتوان امورى مادى به شمار آورد .
چنانكه ملاحظه مىشود ، اين دليل خود قابل تحليل به سه برهان جداگانه است و در واقع سه برهان است كه به صورت فشرده و در قالب يك دليل بيان شده است .
توضيح مقدمات اين برهان را ذيلًا از نظر مىگذرانيم :
توضيح مقدمهء نخست :
هر امر مادى ، خواه جوهر باشد و خواه عرض ، قابل انقسام است ؛ يعنى مىتوان آن را به دو يا چند جزء ديگر تبديل كرد ؛ بهگونهاى كه كل آن ديگر باقى نماند . اين قابليت انقسام در مورد كم ، اوّلًا و بالذات است و در مورد جوهر