تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مىبينم و قبل يا بعد از آن ، صورت حسى آن در من نيست . به‌طور كلى انسان امور مادى را در زمان وجود و تحقق آنها احساس مىكند و اين احساس مقارن و هم‌زمان با تحقق آنها مىباشد . پس چگونه مىتوان گفت : علم مطلقاً مقيد به زمان نيست .

پاسخ به شبههء نخست :

مؤلف قدس سره در پاسخ به اين شبهه مىگويد : آن‌چه مقيد به زمان است در واقع شرايط حصول استعداد براى ادراك اين امور است ، نه خود علم . احساس حرارت آتش و يا ديدن چهرهء دوست خود و يا شنيدن صداى يك شخص ، منوط به شرايطى است ، كه اينها امورى مادىاند و لذا مقيد به زمان مىباشند ، اما آن‌چه از پس اين شرايط ، تحقق مىيابد ، امرى مجرد و غير مادى است .

شبههء دوم :

برخى براى اثبات مادى بودن صورت‌هاى علمى و به ويژه صورت‌هاى حسى ، به اين بيان تمسك جسته‌اند كه : ادراك حسى تنها در صورتى حاصل مىشود كه چشم و گوشى باشد و آن‌گاه يك سرى فعل و انفعالات مادى خاصى صورت پذيرد ؛ مثلًا امواجى از شىء مرئى در چشم منعكس شود و تأثير خاصى بر روى اعصاب چشم گذارد . هم‌چنين در دانش فيزيولوژى به اثبات رسيده است كه قسمت‌هايى از مغز به علم اختصاص دارد ؛ به‌گونه‌اى كه در صورت صحت و سلامت آن قسمت از مغز ، علم نيز برقرار است و در صورت اختلال در آن ، علم نيز مختل مىگردد و اينها همه نشان مىدهد كه علم و ادراك حسى و به تبع آن ادراك خيالى و عقلى ، امورى مادىاند .

پاسخ به شبههء دوم :

بايد توجه داشت كه ما منكر حقايقى كه در علم فيزيولوژى و غير آن به اثبات رسيده نيستيم و توقف ادراك حسى و غير حسى را بر حصول يك سرى ابزار و آلات مادى و وقوع فعل و انفعالات خاص مىپذيريم ، اما مىگوييم همهء اينها براى آن است كه در نفس استعداد حصول علم و ادراك پديد آيد و علم و ادراك هرگز يك امر مادى نتواند بود ، چرا كه خصوصيات و ويژگىهاى امور مادى را ندارد و چنان‌كه مؤلف قدس سره - آورده است :