تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
ترجمه اين دو قسم هر دو مجرد از ماده‌اند ، چون گفتيم « 1 » : صورت علمى ذاتاً ، بالفعل و تغييرناپذير مىباشد . و نيز صورت علمى به هر شكلى فرض شود ، انطباقش بر موارد متعدد محال نخواهد بود ، حال آن‌كه هر امر مادى داراى تشخص بوده و انطباقش بر بيش از يك شخص محال مىباشد . هم‌چنين اگر صورت حسى يا خيالى مادى بوده و به نحوى در يك جزء بدنى نقش يافته بودند ، بايد همراه با تقسيم محلشان تقسيم شده و مكان و زمان خاصى داشته باشند ، حال آن‌كه چنين نيستند ، زيرا علم ، تقسيم‌پذير نيست و اشارهء مكانى به آن نمىشود و مقيد به زمان هم نمىباشد . چون ما مىتوانيم صورتى را كه در زمان خاصى احساس كرده‌ايم ، پس از سپرى شدن يك زمان طولانى ، به همان صورت و بدون هيچ تغييرى در آن ، دوباره تصورش كنيم و اگر آن صورت مقيد به زمان بود ، با گذشت آن زمان لزوماً تغيير مىكرد . شرح و تفسير صورت‌هاى علمى ، مطلقاً - خواه عقلى باشند و خواه خيالى يا حسى - امورى مجرد و غير مادىاند . مؤلف قدس سره سه برهان براى اثبات اين مدعا اقامه مىكند ، كه در همهء آنها بر اين نكته تكيه شده است كه صورت‌هاى علمى خواص عمومى ماده را ندارند و از اين‌رو نمىتوان آنها را امورى مادى به شمار آورد .

برهان اول :

اين برهان ، همان دليلى است كه در فصل پيشين بدان اشاره شد و آن اين‌كه :
هامش
( 1 ) . در فصل دوم
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 273 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى