تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
انطباق بر بيش از يك مصداق را ندارد ، صورت‌هاى جزيى ، خود بر دو دسته‌اند : « صورت‌هاى حسى » و « صورت‌هاى خيالى » كه شرحش خواهدآمد .

دو نكته :

1 - چنان‌كه گذشت - مقسمِ كلى و جزيى ، « علم حصولى » است ، نه مطلق علم ؛ يعنى كليت و جزئيت تنها در مورد « علم حصولى » مطرح مىشود . علت اين امر آن است كه اين تقسيم به لحاظ نحوهء صدق علم وادراك بر محكى خود است و اين‌كه آيا علم و ادراك قابليت انطباق و حمل بر مصاديق متعدد را دارد يا ندارد . و - چنان‌كه مىدانيم - مسئلهء صدق ، حمل و انطباق تنها در مورد علم حصولى ، كه از مفاهيم و صورت‌هاى علمى تشكيل مىيابد ، موضوعيت پيدا مىكند ، نه در مورد علوم حضورى ، كه از آن جهت كه علوم حضورىاند ، اساساً از سنخ مفهوم نبوده و حكايت از خارج ندارند و بر چيزى حمل نمىشوند . چراكه در علم حضورى ، معلوم با وجود خارجى خود و بدون وساطت هيچ مفهوم و صورت ادراكى ، نزد مدرِك حاضر مىآيد . 2 - نكتهء ديگراين‌كه : اين تقسيم اختصاص به تصورات دارد و شامل تصديقات نمىشود ؛ ازاين‌رو ، مناسب بود اين فصل در پى فصل هفتم ، كه عهده‌دار تقسيم علم حصولى به تصور و تصديق است ، آورده مىشد .

علم حسى و علم خيالى

- چنان‌كه اشاره شد - علم جزيى بر دو قسم است : تصور حسى و تصور خيالى . تصور حسى ، پديدهء ذهنى ساده‌اى است كه در اثر ارتباط اندام‌هاى حسى با واقعيت‌هاى مادى در لوح نفس حاصل مىگردد . به ديگر سخن : تصور حسى همان صورتى است كه از اشياى مادى در حال مواجهه و ارتباط مستقيم ذهن با خارج با به‌كار افتادن يكى از حواس پنج‌گانه يا بيشتر ، در ذهن منعكس مىشود ، مثلًا هم‌اكنون
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 269 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى