تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
متعدد ، به خاطر آن است كه در علم احساسى ادوات احساس با معلوم خارجى تماس دارند و علم خيالى نيز متوقف بر علم احساسى مىباشد ؛ و گرنه صورت ذهنى ، به هر شكل فرض شود ، از انطباق بر موارد متعدد ابا ندارد . شرح و تفسير

كلى و جزيى

- چنان‌كه دانستيم - علم به دو دستهء كلى تقسيم مىشود : علم حصولى و علم حضورى . بايد دانست كه علم حصولى نيز به نوبهء خود بر دو قسم است : علم حصولى كلى و علم حصولى جزيى .

تعريف كلى :

كلى تصورى است كه عقل از « فرض » صدق آن بر موارد متعدد ابا و امتناع ندارد ؛ مانند صورت ذهنىِ سفيد ، سياه ، انسان ، حيوان و امثال آن . مقصود از « فرض » در عبارت فوق همان « تجويز » است ؛ بنابراين ، كلى تصورى است كه عقل فى نفسه صدق آن بر موارد متعدد را تجويز مىكند ؛ به ديگر سخن : كلى مفهومى است كه بتواند نمايشگر اشيا يا اشخاص متعددى را نشان دهد ، خواه بالفعل در خارج مصاديق فراوان داشته باشد ، مانند مفهوم عقلى انسان ، يا آن‌كه تنها يك مصداق داشته باشد و تحقق مصاديق ديگر براى آن ممكن باشد ، مانند خورشيد و يا ممتنع باشد ، مانند مفهوم « واجب الوجود بالذات » و يا آن‌كه هيچ مصداقى در خارج نداشته باشد ، خواه امكان آن‌كه مصداقى پيدا كند وجود داشته باشد ، مانند سيمرغ و يا آن‌كه تحقق حتى يك مصداق براى آن نيز ممتنع و محال باشد ، مانند : مفهوم اجتماع نقيضين . علم كلى را « عقل » و يا « تعقل » مىنامند .

تعريف جزيى :

جزيى تصورى است كه عقل صدق آن بر بيش از يك مورد را تجويز نمىكند ؛ به ديگر بيان : جزيى ادراكى است كه تنها نشان دهندهء يك موجود مىتواند باشد . صورت جزيى ، صورت ذهنيى است كه خودش فى نفسه قابليت