تا امروز نيايد و نگذرد ، فردا نخواهد آمد - و از اين جهت امروز بر فردا تقدم دارد .
3 - « آن » يك امر عدمى است
وثالثاً : أنّ الآنَ ، و هو طرفُ الزمانِ و الحدُ الفاصلُ بينَ الجزئينِ لو انقسمَ ، هو أمرٌ عدمىٌّ ؛ لكونِ الانقسامِ وهميّاً غيرَ فكّىٍّ .
ترجمه
3 - لحظه - كه در صورت انقسام زمان ، جانب و مرز مشترك ميان دو جزء آن مىباشد - امرى عدمى است ، زيرا تقسيم زمان در وهمْ صورت مىگيرد ، نه در خارج .
شرح و تفسير
نسبت « آن » به زمان ، همانند نسبت نقطه به خط است . اگر ما در يك خط سه قسمت در نظر بگيريم ، حدّ فاصل ميان هر يك از قسمتها ، نقطه خواهد بود . وجود اين نقطهها بر روى پاره خط مفروض ، فرضى و بالقوه است ، زيرا اصل اين تقسيم ، فرضى است ، نه خارجى . در مورد زمان نيز به همين صورت است ؛ فرض كنيد حركتى از ساعت هفت تا ساعت ده به طول انجاميده است ؛ حال اگر زمان اين حركت را به سه قسمت مساوى تقسيم كنيم ، حدّ فاصل ميان اين سه قسمت ( رأس ساعت 8 و رأس ساعت 9 ) هر كدام يك « آن » خواهد بود . اما آيا اين بدان معناست كه واقعاً چيزى به نام « آن » در خارج وجود يافته است ؟
پاسخ منفى است . « آن » امرى عدمى است و يك وجود فرضى و اعتبارى دارد ، نه يك وجود واقعى و خارجى . اگر « آن » وجود حقيقى داشته باشد ، محذور جزء لايتجزى لازم خواهد آمد . ما در گذشته به تفصيل در بارهء بطلان قول به جزء لايتجزى بحث كرديم .