5 - زمان جزء نخستين و جزء آخرين ندارد
وخامساً : أنّ الزمانَ لا أوّلَ له و لا آخرَ له ، بمعنى الجزءِ الذي لا ينقسمُ من مبتدئهِ أو منتهاه ، لأنّ قبولَ القسمةِ ذاتيٌّ له .
ترجمه
5 - زمان ، اول و آخر - به معناى جزئى از ابتدا يا انتها كه قابل تقسيم نيست - ندارد ، چون قابل قسمت بودن ، ذاتى زمان باشد .
شرح و تفسير
مطلبى كه در اينجا در بارهء زمان بيان شده ، همان است كه در فصل پنجم در بارهء حركت بيان شد . حاصلش آن است كه زمان جزء نخستين و جزء آخرين ندارد . يعنى نمىتوان قطعهاى از يك زمان را در نظر گرفت و با اشاره به آن گفت : اين نخستين جزء از اين زمان است و يا آخرين جزء از اين زمان مىباشد ، زيرا نخستين و يا آخرين جزء از زمان بايد به گونهاى باشد كه در امتداد زمان قابل انقسام نباشد - زيرا اگر در امتداد زمان قابل انقسام باشد ، داراى آغاز و انجام خواهد بود و آن آغاز و انجام نيز به نوبهء خود آغاز و انجامى خواهد داشت و به همين ترتيب . لذاآن را نمىتوان آغاز و يا انجام زمان دانست - و از سوى ديگر ، جزء زمان بايد از سنخ زمان ، يعنى امرى ممتد و كششدار و در نتيجه قابل انقسام باشد و گرنه قول به جزء لايتجزى - يعنى تشكيل يك امر ممتد از امور غير ممتد - لازم خواهد آمد .
بنابراين ، اگر زمان جزء نخستين يا جزء آخرين داشته باشد ، تناقض لازم مىآيد .