ترجمه
از آنچه گذشت امور چند به اين شرح روشن مىشود :
1 - هر حركتى ، زمانى خاص خود دارد ، كه مقدار آن حركت مىباشد . البته مردم به اتفاق ، همهء حركات را با زمان عمومى يعنى مقدار حركت شبانهروزى اندازهگيرى كرده و به وسيلهء آن ، نسبت بين آنها را مشخص مىكنند ، چرا كه اين زمان ، نزد ايشان شناخته و مشهود است . و آن را به قرنها و سالها و ماهها و هفتهها و روزها و ساعتها و دقيقهها و ثانيهها و غير آن تقسيم كردهاند ، تا بتوانند اندازهء حركات را با تطبيق بر اين اجزا به دست آورند .
در نظر كسانى كه حركت جوهرى را اثبات كردهاند ، زمانى كه در پديدههاى زمانمند مدخليت دارد ، همان زمان حركت جوهرى مىباشد .
شرح و تفسير
نخستين نتيجهاى كه از بحث پيشين بهدست مىآيد آن است كه هر حركتى زمان ويژهء خود را دارد ؛ همانگونه كه هر جسمى ، حجم ويژهء خود را دارد . به ديگر سخن :
ما به تعداد حركات موجود در عالم ، زمان داريم و هر زمانى از آنِ يك حركت خاص است . مؤلف قدس سره اين مطلب را چنين مستدل مىكند :
از آنجا كه ما هرگاه حركتى را به ميان آوريم و يا حركتى را به جاى حركت ديگر بنشانيم ، زمان تحقق مىيابد ، ثابت مىشود كه هر حركتى ، به هر نحو كه باشد ، زمان ويژهء خود را دارد كه تشخصش به واسطهء حركت بود و اندازهء حركت را معين مىسازد . « 1 »
در اينجا ممكن است گفته شود : زمان نزد ما همان زمانى است كه ازحركت زمين
هامش
( 1 ) . نهايةالحكمه ، مرحلهء نهم ، فصل يازدهم