تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
مقدار اين امتداد و كشش را جسم تعليمى كه بر آن عارض مىشود ، معين مىسازد . هر جسمى امتداد خاصّ و معينى دارد و از حجم ويژه‌اى برخوردار است و اين تعين امتداد خود را وام‌دار كميتى است كه بر آن عارض گشته است . اين كميت همان جسم تعليمى است . هر حركتى نيز از امتداد خاصّ و كشش معينى برخوردار است و اين تعين امتداد و كشش خود را مرهون كميتى است كه بر آن عارض مىگردد . اين كميّت همان زمان است .

چند نكته :

1 زمان از عوارض تحليلى جسم است

اگرچه ظاهر برخى از عبارت‌هاى مؤلف و نيز صدرالمتألهين آن است كه زمان از عوارض خارجى حركت است ، اما حقيقت - چنان‌كه از برخى ديگر از عبارت‌هاى مؤلف به دست مىآيد و صدرالمتألهين نيز بدان تصريح مىكند « 1 » - آن است كه زمان از عوارض تحليلى حركت مىباشد وچنان نيست كه بتوان براى آن وجودى منحاز از موضوعش در نظر گرفت . اين حكم در بارهء خود حركت نيز صادق است . يعنى حركت نيز از معقولات ثانى فلسفى است و مفهومى است كه از نحوهء وجود شىء انتزاع مىشود ، نه آن‌كه وجودى مستقل از موضوع خود داشته باشد كه بر آن عارض شود .
هامش
( 1 ) . از جمله آن‌جا كه مىگويد : « هر كس در ماهيت زمان كمى تفكر كند ، خواهد دانست كه زمان مستقل جز در عقل‌يافت نمىشود و عروض زمان بر اشياى زمان‌دار ، مانند عروض حرارت و سياهى و نظائر آنها نيست ، بلكه زمان امرى است كه از اشياى زمان‌دار انتزاع مىشود و چنين امر عارضى وجود خارجىاش عين وجود همان شىء زمان‌مند است ، زيرا در اين‌جا عارضيت و معروضيتى در كار نيست ، مگر به حسب اعتبار ذهن . ( اسفار ، ج 3 ، ص 41 )