آن به وسيلهء جوهر مجردى تأمين مىشود كه علت فاعلى ماده است و آن را همراه با وحدت و شخصيتش حفظ مىكند . بنابراين ، همين صورت نامعين ، شريك علت ماده خواهد بود و مادهاى كه به وسيلهء آن تعين يافته موضوع حركت مىباشد .
همانطور كه نفى كنندگان حركت جوهرى و معتقدان به كون و فساد [ وجود و تباهى دفعى ] گفتهاند : علت فاعلى ماده ، صورتى است نامعين كه وحدتش به وسيلهء يك جوهر مجرد حفظ مىگردد ، جوهرى كه صورت را مىآفريند و ماده را نيز به واسطهء آن صورت ايجاد مىكند . پس آن صورت نامعين ، شريك علت براى ماده و نگه دارندهء تعين و وحدت آن مىباشد .
شرح و تفسير
در اين قسمت مؤلف بحث نسبتاً مفصلى را در بارهء موضوع حركت جوهرى مطرح مىكند . « 1 » پيش از اين « 2 » گفتيم علت عمدهء انكار حركت جوهرى آن بود كه حركت نيازمند يك موضوع ثابت است ، تا در طول حركت باقى و حافظ وحدت حركت بوده باشد . اين موضوع واحد در حركتهاى عرضى همان جوهر و ذات جسم است و اگر حركت شامل جوهر و ذات شىء هم باشد ، ديگر موضوع ثابت نخواهيم داشت و اگر موضوع ثابت نباشد ، حركت به عنوان يك تغيير تدريجى مستمر و پيوسته منتفى خواهد بود .
در اين فصل مؤلف قدس سره در صدد آن است كه اين شبهه را پاسخ گويد ، اين حربه را از دست منكران حركت جوهرى بستاند . در آغاز همان پاسخى را ذكر مىكند كه
هامش
( 1 ) . اگرچه در عنوان اين فصل آمده است : « في موضوع الحركة الجوهرية ، وفاعلها » اما محور بحث همان موضوعحركت جوهرى است و سخنى از فاعل آن بهطور صريح به ميان نيامده است ، فقط در لابهلاى بحث به مناسبت بيان شده است كه فاعل صورتهاى نوعى ، كه وجودشان سيال است و عين حركتاند ، يك جوهر مفارق است و از اينجا معلوم مىشود فاعل حركت جوهرى ، همان جوهر مفارق است
( 2 ) . در پايان فصل دهم