در عين حال ايشان معتقدند مادهاى كه در طول زمان صورتهاى مختلفى را مىپذيرد ، واحد است ؛ مثلًا همان مادهاى كه قبلًا صورت آبى داشت ، اكنون صورت هوايى دارد و وحدت ماده را به اين نحو توجيه مىكنند كه : فاعِل ماده « صورة ما » است و اين « صورة ما » اگر چه امرى مبهم است ، اما وحدتش به واسطهء وحدت عددى جوهر مفارقى كه آن را مىآفريند و ماده را نيز به واسطهء آن مىآفريند ، حفظ مىشود .
بنابراين ، در نظر طرفداران كون و فساد نيز ، آنچه در وجود ماده نقش دارد ، همان « صورة ما » است ، نه يك صورت معين ومشخص . همين « صورة ما » است كه به ماده تحصل مىدهد و حافظ وحدت آن مىباشد .
سخن محقق سبزوارى در اين باب
حاصل آنكه : قول به حركت جوهرى مستلزم ، فقدان موضوعِ واحد در طول حركت نيست . اين موضوع واحد عبارت است از « ماده مع صورة ما » چنانكه ملاحظه شد ، منكران حركت جوهرى نيز پذيرفتهاند كه براى تحصّل و وحدت ماده ، آنچه لازم است ، صورتى از صورتهاست ، نه يك صورت معين . محقق سبزوارى بيان روشنى از آنچه گفته شد ، دارد ؛ او مىگويد :
موضوع حركت جوهرى همان « هيولاى تحصل يافته با صورة ما » است [ نه يك صورت خاص ] ؛ ولذا صورتهاى خاص مىتواند بر آن موضوع تبديل يابند ، و همان مسافت حركت [ يعنى مافيه الحركة ] باشند ، و در عين حال شخص هيولا به واسطهء « صورة ما » باقى بماند . چنانكه نزد ايشان [ / منكران حركت جوهرى ] هيولا بعينه و بشخصه در هنگام كون و فساد [ يعنى زوال صورتى و حدوث صورتى