ترجمه
براى اثبات حركت در جوهر مىتوان به آنچه پيش ازاين گفتيم « 1 » نيز تمسك كرد و گفت : وجود عرض از مراتب وجود جوهر است ، از آن جهت كه وجود نفسى آن همان وجودش براى جوهر مىباشد و لذا تغيير و تحولش تغيير وتحول جوهر نيز هست .
شرح و تفسير
دليل ديگرى كه بر وقوع حركت در جوهر اقامه شده ، از دو مقدمه تشكيل مىشود :
مقدمهء اول :
اعراض از مراتب وجود جوهر به شمار مىروند . عرض وجودى مستقل در كنار وجود جوهر نيست . رابطهء ميان جوهر و عرض عميقتر از رابطهء ميان دو شيئى است كه به هم ضميمه شدهاند . اين دو دو مرتبه ازيك وجوداند . يعنى يك وجود است كه از مرتبهاى از آن ماهيت جوهر و از مرتبهء ديگر آن ماهيت عرض انتزاع مىشود ، نه آنكه جوهر يك وجود داشته باشد و عرض وجود ديگرى و آنگاه آن دو وجود به يكديگر ضميمه شده باشند . سرّ اين مطلب آن است كه وجود فى نفسهء عرض عين وجود عرض براى موضوعش است . بنابراين ، وجود عرض عين تعلق و ارتباط و وابستگى به وجود جوهرى است كه موضوع آن است و براى چنين چيزى نمىتوان وجودى مستقل و مغاير با وجود موضوع خود قائل شد ، بلكه وجودش لاجرم از مراتب وجود موضوعش مىباشد .
مقدمهء دوم :
هرگونه تغيير و تحولى كه در يكى از شئون و مراتب يك موجود روى مىدهد ، نشانهاى از تغيير درونى و ذاتى آن موجود به شمار مىرود .
هامش
( 1 ) . در فصل سوم از مرحلهء سوم