تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بيرونى ، اندك اندك زايل مىگردد و در اين هنگام است كه حركت قسرى متوقف مىشود . در حركت‌هاى نفسانى ، اراده‌هاى جزيى و خاصى كه به‌طور پىدرپى در هر يك از حدود مسافت حادث مىشود ، موجب حركت در اعراض مىگردد ؛ مثلًا دانشجويى كه مىخواهد از منزل به دانشگاه برود ، يك ارادهء كلى دارد و آن « بودن در دانشگاه » است . اما اين ارادهء كلى به تنهايى باعث نمىشود كه شخص حركت كند و به سوى دانشگاه روانه شود . بلكه اين اراده اراده‌هاى جزيى ديگرى را به دنبال مىآورد كه يكى پس از ديگرى حادث مىشوند : ارادهء برداشتن گام اول ، ارادهء برداشتن گام دوم و به همين ترتيب . يعنى در هر مرحله از حركت ، يك ارادهء جزيى حادث مىشود كه متحرك را به پيش مىبرد . حاصل آن‌كه آن‌چه ثابت و برقرار است ، علتِ درونىِ تحولات اعراض است ، كه علت ناقصهء اين تحولات به شمار مىرود . اما علت تامهء اين تحولات ( يعنى طبيعت يا نفس + / عوامل و رويدادهاى بيرونى ) امرى متغير و متحول مىباشد . مقصود از « علت » در آن‌جا كه گفته مىشود : « علتِ يك پديدهء متغير بايد خودش نيز متغير باشد » علت تامه است ، نه علت ناقصه . * * * پيش از بيان پاسخ لازم است نكته‌اى را يادآور شويم و آن اين‌كه فاعل قريب ومباشر در همهء حركت‌ها ، حتى حركت‌هاى قسرى ونفسانى همان طبيعت جسم است . در حركت‌هاى قسرى ، عامل بيرونى ( قاسر ) تغييرى را در طبيعت به وجود مىآورد و طبيعت را به گونه‌اى مىگرداند كه مقتضى ايجاد آن حركت خاص است ؛ مثلًاوقتى ضربه‌اى به توپ مىزنيد و آن را به هوا پرتاب مىكنيد ، ضربهء پاى شما ( قاسر ) ميلى در طبيعت اين جسم به‌وجود مىآورد . اين ميل در طبيعت ، محرّك جسم به سوى آسمان است . يا هنگامى كه پوست رنگ انسان در اثر تابش آفتاب تيره