تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
و معلول متغير تنها از علت متغير صادر تواند شد ؛ چنان‌كه علت ثابت جز معلول ثابت نتواند داشت . آن‌چه از اين مقدمات به دست مىآيد آن است كه حركت در اعراض جز در سايهء حركت در جوهر امكان‌پذير نيست و ثبات جوهر شىء نه تنها مبين حركت اعراض آن نمىباشد ، بلكه با فرض ثابت بودن جوهر شىء ، حركت در اعراض به هيچ وجه تبيين‌پذير نخواهد بود . حركت در اعراض ، نمود و نشانى از حركت در جوهر شىء است ؛ « صورتى در زير دارد آن‌چه در بالاستى . »

اشكال نخست و پاسخ آن

وأُوردَ عليه : أنّا ننقلُ الكلامَ إلى الطبيعةِ المتجددةِ ، كيف صدرتْ عن المبدأِ الثابتِ وهي متجددةٌ ؟ ! وأُجيبَ عنه : بأنّ الحركةَ لمّا كانتْ في جوهرِها ، فالتغيُّرُ و التجُّددُ ذاتيٌ لها ، و الذاتيُّ لايعلَّلُ ؛ فالجاعلُ إنّما جعلَ المتجدّدَ ، لا أنّه جَعَلَ المتجدّدِ متجدّداً . ترجمه بر اين كلام اشكال كرده‌اند كه ما بحث را متوجه خود طبيعت پويا مىكنيم و مىپرسيم : چگونه از يك مبدأ ثابت پديد آمد ، در حالى كه خود ، متحول است ؟ در جواب گفته‌اند : حركت چون در نهاد آن است ، لذا تغيير و تحوّل ، ذاتى آن مىباشد و يك امر ذاتى نياز به علت ندارد ، زيرا آفريننده ، موجود متحول ، آفريده است نه آن كه موجود متحول را متحول كرده باشد . شرح و تفسير براى تكميل استدلال ياد شده ، لازم است پاره‌اى از اشكالات وارد شده بر آن ،