تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢

قول به وقوع حركت در جوهر مستلزم نفى حركت است

به ديگر سخن : سؤال اين است كه در تحول چيزى به چيزى واقعاً چه حادث مىشود ؟ آيا شىء نخستين كاملًا از بين مىرود و شىء ديگرى كه صددرصد بيگانه با اوست ، جايگزين آن مىشود ؟ يا اين‌كه در اين تبديل ، يك هستهء بنيادين حفظ مىشود و تنها پوسته‌ها و ظواهرند كه تحول مىيابند ؟ اگر نظر نخست را برگزينيم به انكار حركت و تحول خواهيم رسيد ، چرا كه نتيجهء آن سخن اين است كه چيزى به چيزى تبديل نمىشود و مثلًا پيرمرد امروزين ، همان جوان ديروزى نيست كه بر اثر گذشت عمر چنين كهن‌سال شده است ، بلكه موجودى است مطلقاً بىسابقه و صددرصد جديد ؛ درست مانند اين‌كه امروز پيرمردى از مادر تولد يافته باشد . اين سخن آشكارا خلاف حس و وجدان است و به هيچ روى با بدل شدن چيزى به چيز ديگر ، كه همان مفهوم حركت است ، سازگار نيست . اما در صورت دوم با فرض حفظ يك هستهء بنيادى ، رشتهء ارتباط ميان گذشته و حال و آينده به خوبى قابل فهم است و حركت معناى واضحى مىيابد .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 162 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى