تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
حركتى در پا و يا كفش رخ دهد - كه لاجرم يكى از حركات كمى ، كيفى ، وضعى و أينى خواهد بود - در اين هيئت نيز به تبع طرفين آن ، حركت رخ خواهد داد و اگر در آنها حركت واقع نشود ، در آن هيئت نيز حركتى روى نخواهد داد . چنان‌كه ملاحظه مىشود ، اين بيان اصل وقوع حركت در اين دو مقوله را نفى نمىكند ، بلكه نهايتاً اثبات مىكند كه حركتِ واقع در اين دو مقوله حركت بالتبع است ، نه حركت بالذات . صدرالمتألهين براين نكته تصريح كرده و مىگويد : اگرچه در مقولهء اضافه تجدد و حركت واقع مىشود ، اما وجود اضافه ، يك وجود مستقل نيست ، بلكه تابع وجود طرفين خود است ؛ از اين‌رو حركت در آن ، حركت بالذات نيست . در مورد جده نيز همين سخن صادق است . حركت در جده تابع حركت مكانى عمامه و مانند آن است . « 1 » اما ظاهراً كسانى كه به اين بيان تشبث جسته‌اند ، در صدد بوده‌اند حركت را به‌طور مطلق از اين دو مقوله نفى كنند ؛ ، لذا مؤلف قدس سره در پاسخ به اين ايشان مىگويد : صرف اين‌كه اين دو مقوله در تغيير و حركتشان تابعِ طرفين خود مىباشند ، منافاتى با آن ندارد كه حقيقتاً حركت در آنها واقع شود ، زيرا « اتصاف بالتبع » غير از « اتصاف بالعرض » است ، [ واتصاف اين دو مقوله به حركت ، به تبع طرفين آنها است ، نه به عرض آن . ] « 2 »

يك نكته

مؤلف قدس سره - چنان‌كه در پايان فصل آتى اشاره خواهد كرد - بر آن است كه وقوع حركت در جوهر ، مستلزم وقوع حركت در همهء مقولات است ؛ از اين‌رو به عقيدهء
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 79 ( 2 ) . نهايةالحكمه ، فصل هشتم از مرحلهء نهم