آنها خواهان انقسامشان به اجزائى است كه وجودشان لحظهاى باشد .
شرح و تفسير
چنانكه گذشت ، مشهور فلاسفه تا پيش از صدرالمتألهين بر آن بودهاند كه حركت تنها در چهار مقولهء كم و كيف و أين و وضع روى مىدهد و در ديگر مقولات حركت واقع نمىشود . صدرالمتألهين و پيروان وى معتقدند كه در مقولهء جوهر نيز حركت روى مىدهد و اساساً در نظر ايشان حركت در اعراض بدون وقوع حركت در جوهر محال است ، كه شرحش خواهد آمد . اما در بارهء مقولهء اضافه و جده صدرالمتألهين معتقد است كه به يك معنا در آنها حركت واقع مىشود و به يك معنا واقع نمىشود و در مورد مقولهء فعل و انفعال و متى ، او نيز همانند ديگران قائل به امتناع وقوع حركت است .
اما مؤلف قدس سره اگرچه در اينجا ادلهء فلاسفه بر عدم وقوع حركت در اين مقولات را آورده و بدون پاسخ از آنها گذشته است ، اما در نهايةالحكمه و پاورقى اسفار و همچنين در رسالهء مستقلى كه در بارهء قوه و فعل نگاشته است ، اين ادلّه را ردّ كرده و حركت در اين مقولات را نيز روا دانستهاند .
بيانى كه فلاسفه براى عدم وقوع حركت در مقولهء فعل و انفعال دارند ، بدين شرح است :
1 - در مفهوم مقولهء فعل و انفعال تدريج اخذ شده و تدريجى بودن ، ذاتى اين دو مقوله و غير قابل انفكاك از آن است ، زيرا فعل عبارت است از : « هيئتى تدريجى و غيرقار كه در شىء مؤثر تاوقتى در حال اثر كردن است ، پديد مىآيد » و انفعال عبارت است از « هيئتى تدريجى و غير قار كه در شىء متأثر تا وقتى در حال اثرپذيرى است ، پديد مىآيد . » فىالمثل وقتى ظرف آب يك ساعت روى آتش قرار مىگيرد ؛ در طول اين يك ساعت هيئت واحد ، اما تدريجى و گذرا بر آتش ، از آن جهت كه آب را گرم
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٢