تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
نسبت اجزا است ؛ مثل كره‌اى كه برگرد محور خودش حركت مىكند و جاى مجموعش ثابت است ، ولى دائماً نسبت اجزاى اين كره با اجزاى مكان تغيير مىكند . . . . قبل از بوعلى نامى از حركت وضعى نبوده است و اين‌گونه حركات را حركات أينى مىشمردند ؛ بوعلى گفت : اين حركات حركت در « أين » نيست ، حركت در وضع است . بعد از او اين نظريه قبول شد و امروزه هم مورد قبول است و حركت انتقالى را غير از حركت وضعى مىدانند . « 1 » چنان‌كه گذشت ، مؤلف قدس سره از اين هم يك گام جلوتر رفته و معتقد است آن‌چه به نام حركت أينى شناسايى شده ، در حقيقت قسمى از اقسام حركت وضعى است و اساساً ايشان مقولهء « أين » را به عنوان يك مقولهء مستقل به رسميت نمىشناسد .

عدم وقوع حركت در مقولهء فعل و انفعال

قالوا : و لا تقعُ حركةٌ في باقِي المقولاتِ ، و هي الفعلُ ، و الانفعالُ ، و متي ، و الإضافةُ ، والجدةُ ، والجوهرُ . أمّا الفعلُ و الانفعالُ : فإنّه قد أُخِذَ في مفهومَيْهما التدريجُ ، فلا فردَ آنيَّ الوجودِ لهما ، ووقوعُ الحركةِ فيهما يقتضِى الانقسامَ إلى أقسامٍ آنيّةِ الوجودِ ، و ليسَ لهما ذلك . ترجمه گفته‌اند : حركت در ديگر مقولات ( يعنى فعل و انفعال و متى و اضافه و جده و جوهر ) واقع نمىشود . در مقولهء فعل و انفعال به اين دليل حركت واقع نمىشود كه در مفهوم آن دو تدريج معتبر است و لذا فردى كه وجودش لحظه‌اى باشد ، ندارند ، حال آن كه وقوع حركت در
هامش
( 1 ) . حركت و زمان ، ج 1 ، ص 404