آورد ، بلكه بايد آن را در مقولهء وضع مندرج ساخت . بر اساس اين نظريه شمار مقولات ، نُه مورد خواهد بود ، نه ده مقوله .
سرّ ارجاع مقولهء أين به مقولهء وضع آن است كه : وضع عبارت است از : هيئتى كه از نسبت اجزاى يك شىء به يكديگر و نسبت مجموع اجزاى آن به « خارج » پديد مىآيد . أين نيز - چنانكه گذشت - عبارت است از : هيئتى كه از نسبت شىء ( مجموع اجزاى شىء ) به مكان پديد مىآيد و قيد « خارج » كه در تعريف مقولهء وضع آمده است ، شامل « مكان » كه در تعريف مقولهء أين آمده است نيز مىگردد .
و در نتيجه هيئتى كه از نسبت شىء به مكان براى آن حاصل مىشود ، در حقيقت هيئتى است كه از نسبت شىء به يك امر خارج از آن برايش حاصل شده است ؛ در نتيجه اين هيئت مندرج در مقولهء وضع خواهد بود . به ديگر سخن : وضع داراى اقسامى است و يكى از اقسام آن ، هيئتى است كه از نسبت اجزاى شىء به يكديگر و نسبت مجموع آن به مكان ، براى آن شىء حاصل مىگردد .
بنابراين ، مىتوان گفت : أين در مقولهء وضع مندرج است و قسمتى از آن به شمار مىرود . در نتيجه حركت در أين ، قسمتى از حركت در مقولهء وضع خواهد بود .
وقوع حركت در مقولهء كيف
وأمّا الكيفُ : فوقوعُ الحركةِ فيه ، و خاصّةً في الكيفيّاتِ غيرِ الفعليّةِ ، كالكيفيّاتِ المختصّةِ بالكميّاتِ ، كالاستواءِ و الاعوجاجِ و نحوِهما ، ظاهرٌ ؛ فإنّ الجسمَ المتحركَ في كمّهِ يتحركُ في الكيفيّاتِ القائمةِ بكمِّه .
ترجمه
2 - مقولهء كيف : وقوع حركت در مقوله واضح است ، به ويژه در كيفيات غير فعلى ، مانند كيفيات ويژهء مقولهء كم ، همچون راستى و كجى و نظائر آن ، زيرا جسم متحرك در