تحققشان آنى است و هر يك از اين اجزا ، نوع خاصى از انواع مقوله را تشكيل مىدهد كه جدا از ديگر انواع مىباشد . مانند رشد كردن جسم ، كه حركت جسم در مقولهء كم است و در هر لحظه از لحظاتِ حركت ، نوعى از انواع كم متصل بر آن وارد مىشود ، كه مباين و جدا از نوع وارد شده در لحظهء قبل و نيز نوع وارد شونده در لحظهء بعد مىباشد .
بنابراين ، معناى حركت شىء در يك مقوله آن است كه : در هر لحظه ، نوعى از انواع مقوله ، كه مباين با نوع وارد شده در لحظهء ديگر مىباشد ، بر آن شىء وارد شود .
شرح و تفسير
مسافت حركت
مسافت حركت ، يا ما فيه الحركه ، همان بستر و مجراى حركت است ؛ همان كانالى است كه متحرك با حركت خود در آن گذر مىكند و آن را مىپيمايد . وقتى گياه رشد مىكند ، متحرك همان جسم گياه است و مسافت حركت ، كميت اين جسم است .
فرض كنيد در آغازِ اين حركت ، طول گياه يك سانتىمتر است و در پايان حركت ، صد سانتىمتر . در اين صورت مبدأ حركت ، طول يك سانتى مترى و منتهاى حركت طول صد سانتىمترى و مسافت حركت ، كميت ميان اين دو حدّ است . جسم مورد نظر در اين حركت ، در كميت خودش حركت مىكند . يعنى هر « آن » و هر لحظه داراى كميت ويژهاى است و بلافاصله آن كميت را ازدست مىدهد و كميت ديگرى به خود مىگيرد . پس در اين مثال مسافت حركت ، يعنى مجرا و كانال حركت و آن چيزى كه متحرك آن را مىپيمايد ، همان مقولهء كميت است . تفاوت ميان جسمى كه رشد مىكند ( حركت كمّى دارد ) با جسمى كه رشد نمىكند ( حركت كمى ندارد ) در آن است كه جسم دوم با گذشت زمان كميتش تغيير نمىكند ، يعنى همواره يك فرد و يك نوع از مقولهء كميت را واجد است و همان را در خود نگه مىدارد ، اما جسم نخست يك فرد خاص از كميت را در خود نگه نمىدارد ، بلكه همواره فردى از كميت را از دست