دو وصف نسبى و اضافى مىباشند .
حال مىگوييم : آنچه به علت مستند است و علت آن را افاضه و ايجاد مىكند ، همان جنبهء اصيل و نفسىِ شىء است . بنابراين شىء به لحاظ جنبهء ثابت هويتش مستند به علت مىباشد ، نه به لحاظ جنبهء متغير آن . « 1 »
حاصل سخن
خلاصه و ماحصل آنچه آورديم ، به قرار زير است :
1 - حركت و تغير بر دو قسم است : حركت ذاتى و حركت عارضى .
2 - موجودى كه ذاتاً متحرك است ، فقط هستىاش را از علت دريافت مىكند ، نه چيز ديگرى را .
3 - موجودى كه ذاتاً متحرك است ، داراى دو جنبه و دو حيثيت است : يكى جهت ثبات و ديگرى جهت تغير .
4 - از ميان دو جهت ياد شده ، جهت ثباتْ يك جهت نفسى و مطلق است ؛ از اينرو همين جهت است كه مستند به علت مىباشد .
5 - نتيجه آنكه : علتى كه متغير بالذات را مىآفريند ، در واقع يك امر ثابتى را آفريده است و لذا خود نيز مىتواند ثابت باشد ، بلكه لزوماً بايد ثابت باشد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : مرتضى مطهرى ، حركت و زمان ، ج 1 ، ص 312 ، 318