تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
2 - حركت قطعى وجودى است كه قابل انقسام به اجزا مىباشد . « 1 » 3 - حركت قطعى وجودى است كه قوه و فعل در آن با هم آميخته است : هر جزيى از آن ، فعليت ما قبل و دربردارندهء قوهء ما بعد است و سرّ اين‌كه در حركت ، جزء سابق با جزء لاحق جمع نمىشود همين است كه جزء پيشين قوهء جزء ، پسين است و قوه با فعليت جمع نمىشود . 4 - حركت قطعى از يك سو ، به قوه‌اى مىرسد كه فعليت ندارد و از سوى ديگر به فعليتى مىرسد كه قوه ندارد : « ينتهي من الجانبين إلى قوة لافعل معها وإلى فعل لاقوة معه . » ويژگى اخير نيازمند توضيح بيشترى است ؛ ظاهر عبارت مؤلف آن است كه هر حركتى ، از يك سو به قوهء محض مىرسد و از سوى ديگر به فعليت محض ؛ خواه آن حركت ، حركت جوهرى باشد ، يا حركت عرضى و خواه حركت جوهرى عمومى جهان مقصود باشد يا حركات جوهرى خاص . اين مطلبى است كه به همين صورت ظاهرىاش قابل قبول نيست . اما مؤلف در نهاية الحكمه « 2 » قيدى آورده است كه مقصود ايشان را روشن مىكند . در آن‌جا مىگويد : « فالحركة تنتهي من جانب إلى قوةٍ لا فعل معها تحقيقاً أو اعتباراً ، و من جانب إلى فعل لاقوة معها تحقيقاً أو اعتباراً » . يعنى در برخى موارد واقعاً مبدأ حركت ، قوهء محض است و در برخى موارد اعتباراً قوهء محض است . هم‌چنين در بعضى موارد منتهاى حركت حقيقتاً فعليت محض است و در پاره‌اى ديگر از موارد ، به صورت اعتبارى فعليت محض است . توضيح اين‌كه : در حركت جوهرى عمومى جهانِ ماده ، آغاز حركت قوه‌اى است كه حقيقتاً هيچ فعليتى ندارد و پايان حركت نيز فعليتى است كه حقيقتاً هيچ قوه‌اى ندارد ، زيرا آغاز حركت جوهرى عمومى - چنان‌كه مؤلف بدان تصريح مىكند - مادهء اولى و پايان آن تجرد است و مادهء اولى قوهء صرف است . همان‌گونه كه مجرد تام ،
هامش
( 1 ) . در فصل آتى در اين باره بيشتر صحبت خواهد شد ( 2 ) . مرحلهء نهم ، فصل سوم