تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
توسطى يك امر ثابت و بدون امتداد و كشش است كه در « آن » حادث مىشود و در طول زمان باقى مىماند ، در حالى كه اين تصوير از حركت ، يك امر ممتد و كشش‌دار است و نيز حدوثش تدريجى و در زمان است ، نه آن‌كه در يك لحظه حادث شود ، بلكه مثلًا ده دقيقه طول مىكشد تا به‌وجود آيد . اما تفاوت آن با حركت قطعى از اين جهت است كه در حركت قطعى ، اجزا و حدود حركت پس از حدوث ، فانى مىشوند مانند خطى كه با كشيدن قلم بر روى كاغذ ترسيم مىشود ، اما هر چه قلم جلو مىرود ، خط رسم شده پاك مىشود . به ديگر سخن : حركت قطعى در زمان حادث مىشود ، اما در طول زمان باقى نمىماند ؛ بر خلاف تصوير خيالى حركت ، كه اجزا و حدود آن پس از حدوث ، باقى مىماند ، لذا اجزاى آن در زمان با هم جمع مىشوند و مانند خطى است كه از آغاز تا انجام آن در دست مىباشد . اين تصوير از حركت ، در زمان حادث مىشود و در زمان هم باقى مىماند « 1 » . روشن است كه اين تصوير و تفسير از حركت در خارج وجود ندارد ، بلكه تنها در ذهن و صحنهء خيال موجود است . زيرا در اين تصوير ، اجزاى حركت با هم موجودند و وجود جمعى دارند ، يعنى آغاز و انجام حركت يك‌جا تحقق دارد ، در حالىكه اجزاى حركت به‌طور هم‌زمان تحقق نمىيابند و نمىتوانند با هم جمع شوند . هيچ لحظه‌اى را نمىتوان سراغ گرفت كه در آن لحظه حركت با همهء اجزايش وجود بالفعل داشته باشد ، بلكه در هر لحظه تنها يكى از حدود حركت فعليت دارد : حدود پيشين از بين رفته و حدود بعدى هنوز بالقوه‌اند و در انتظار تحقق به سر مىبرند .
هامش
( 1 ) . چنان‌كه يادآور شديم ، از بعضى كلمات شيخ‌الرئيس استفاده مىشود كه مقصود او از حركت قطعى ، كه وجودش را در خارج منكر است ، همين تصوير خيالى حركت است ؛ از جمله اين عبارت كه : « لايجوز أن يحصل بالفعل قائماً » و اين عبارت كه : « ولايكون لها في الوجود حصول قائم كما في ذهن » . زيرا در هر دو مورد قيد قائم آمده است كه بيانگر وجود جمعى اجزاى حركت است . ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 34