تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
فعليت محض است ، اما در حركات عرضى ، آغاز حركت قوه‌اى مىباشد كه حقيقتاً همراه با فعليت است ، اما چون آن فعليت هيچ تأثيرى در حركت ندارد ، عقل مبدأ حركت را قوه‌اى كه فعليت ندارد ، اعتبار مىكند . پس در حركات عرضى مبدأ حركت اعتباراً قوهء محض مىباشد . بيان اين مطلب آن است كه حركات عرضى از مادهء موضوع آغاز مىشود . اين ماده قوه‌اى است كه مقارن با فعليت مىباشد ، زيرا ماده هميشه متقوم به يك صورت و فعليت است . اما از آن‌جا كه حركت چيزى نيست جز « خروج تدريجى از « قوه » به سوى فعل » ، فعليت مقارن مادهء موضوع هيچ مدخليتى در حقيقت حركت ندارد ؛ از اين‌رو عقل در اين‌گونه حركات ، مبدأ حركت را قوهء بدون فعليت اعتبار مىكند ؛ يعنى قوه‌اى كه از جهت آن حركت بدون فعليت است . اين در مورد مبدأ حركات عرضى بود . اما در مورد منتها و پايان حركات عرضى نيز بايد گفت : پايان اين حركات ، فعليتى است كه حقيقتاً واجد قوه مىباشد ، زيرا حركات عرضىِ طبيعى ، به سكون منتهى مىگردد و حركات عرضى قسرى ، به هيئتى كه اثر قسر در آن تمام مىشود ، پايان مىيابد ؛ هم‌چنين حركات نفسانى به آن‌چه متحرك كمال خود مىداند ، مىرسد و هيچ‌يك از اين نقطه‌هاى پايانى خالى از قوه نيست . اما چون اين قوه تأثيرى در حركت پيشين ندارد - زيرا حركت عبارت است از خروج تدريجى از قوه به سوى « فعل » - عقل منتهاى حركت را فعليت بدون قوه اعتبار مىكند ؛ يعنى فعليتى كه از ناحيهء آن حركت ، بدون قوه است . در مورد حركت‌هاى جوهريى كه در ميان حركت جوهرى عمومى ياد شده ، فرض مىشود نيز بر همين روال است . يعنى مبدأ حركت ، قوه‌اى است كه حقيقتاً همراه با فعليت مىباشد ، اما عقل آن را بدون فعليت اعتبار مىكند و منتهاى آن نيز فعليتى است كه حقيقتاً همراه با قوه است ، اما عقل آن را بدون قوه اعتبار مىكند .