نكتهء اصلى كه بايد بدان توجه نمود آن است كه اگر همهء اجزاى حركت بهطور همزمان تحقق داشته باشند ، آن حركت ثابت و با قرار خواهد بود ، نه سيال و بىقرار و اين خلاف فرض است ، چرا كه حركت بودنِ حركت ، به سيلان و گذرايى آن است .
نتيجهء بحث
وقد تبيَّنَ بذلك : أنّ الحركةَ - ونعني بها القطعيّةَ - نحوُ وجودٍ سيّالٍ ، منقسمٍ إلى اجزاءٍ ، تمتزجُ فيه القوّةُ و الفعلُ ، بحيثُ يكونُ كلُّ جزءٍ مفروضٍ فيه فعلًا لما قبلَه من الأجزاءِ و قوّةً لما بعدَه ، وينتهي من الجانبينِ إلى قوّةٍ لا فعلَ معها و إلى فعلٍ لا قوّةَ معه .
ترجمه
از آنچه گذشت روشن مىشود كه حركت - يعنى حركت قطعى - يك نوع وجود پويا است كه به اجزاى مختلف ، تقسيم مىگردد و قوه و فعل در آن با هم آميختهاند ؛ به گونهاى كه هر جزء مفروض آن ، فعليت اجزاى قبلى و قوه اجزاى بعدى مىباشد و از يك طرف به قوهاى كه هيچ فعليتى ندارد و از طرف ديگر به فعليتى كه هيچ قوهاى ندارد ، منتهى مىگردد .
شرح و تفسير
مؤلف قدس سره در اينجا توضيح دوبارهاى در بارهء حركت قطعى مىدهند ، تا كاملًا تفاوت آن با تصوير پندارى حركت روشن شود . از اينرو مىگويند : حركت قطعى از ويژگىهاى چندى برخوردار است :
1 - حركت قطعى يك وجود سيّال ، كششدار و ممتد است . وجودى است كه تدريجاً و در طول زمان تحقق مىيابد ، نه دفعتاً و در يك لحظه .