1 - ماهياتى كه در خارج مركب از ماده و صورتاند ؛ به ديگر سخن : ماهياتى كه داراى ماده و صورت خارجى مىباشند . انواع مادى ، يعنى انواع مندرج تحت جسم ، همه از اين قبيلاند ؛ مانند : انسان ، گاو ، گوسفند ، انواع گياهان و انواع فلزات و سنگها .
2 - ماهياتى كه در خارج مركب از ماده و صورت نيستند ، بلكه بسيط مىباشند . اين دسته از ماهيات ، اگر چه جنس ، فصل ، ماده و صورت عقلى دارند ، اما ماده و صورت خارجى ندارند . ماهيات مجرد و نيز اعراض همه اين قبيلاند .
در مورد ماهيات بسيط روشن است كه اجزاى آن ماهيات در خارج موجود به يك وجود مىباشند ، زيرا اين ماهيات اساساً داراى ماده و صورت خارجى نبوده و جنس و فصل و نيز ماده و صورت عقلى آنها از اجزاى تحليلى آنها به شمار مىرود ؛ يعنى مشتركات و مختصاتى است كه عقل با تحليل آن ماهيات و مقايسهء آنها با ديگر ماهيات به دست مىآورد . روشن است كه وجود و تحقق اجزاى تحليلى به همان وجود منشأ انتزاعشان مىباشد و چون منشأ انتزاعِ جنس و فصل در ماهيات بسيط ، ماهيت نوعيهاى است كه در خارج موجود به يك وجود مىباشد ، آنها نيز موجود به يك وجود مىباشند .
اما در مورد ماهيات مركب اين سؤال مطرح مىشود كه آيا اجزاى اين ماهيات نيز در خارج موجود به يك وجوداند ، يا هر يك وجودى مستقل دارند ؟ در پاسخ بايد بگوييم : اجزاى ماهيت مركب نيز در خارج موجود به يك وجوداند و آن وجود همان است كه ماهيت نوعى را محقق مىسازد . يعنى ماده و صورت خارجى هر دو موجود به وجود نوعاند و نوع تنها يك وجود دارد . بنابراين ، ماده و صورت خارجى هر دو موجود به يك وجود مىباشند .
دليلى كه در متن بر اين مطلب اقامه شده از مقدمات ذيل تشكيل مىگردد :
1 - ماده و صورت خارجى ، مصداق ماده و صورت ذهنى است .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٠