تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
احتاجَ إلى فصلٍ يقوِّمُه ، وننقلُ الكلامَ إليه ويتسلسلُ بترتُّبِ فصولٍ غيرِ متناهيةٍ . ( 1 ) ترجمه نكتهء ديگر آن‌كه فصل ، مندرج در جنس خود نيست ؛ به اين معنا كه جنس در تعريف آن قرار نمىگيرد زيرا در اين صورت ، جنس مورد نظر نيازمند فصل ديگرى خواهد بود كه مقوم آن باشد و اين بحث در بارهء آن فصل هم مىآيد [ كه جنسى دارد و آن جنس نياز به يك فصل ديگر دارد و باز آن فصل هم جنسى دارد و . . . ] و در نتيجه سلسلهء بىانتهايى از فصل‌ها به وجود خواهد آمد . ( 2 ) شرح و تفسير مطلبى كه در اين قسمت بيان مىشود آن است كه فصل - خواه فصل قريب باشد و خواه فصل متوسط و يا بعيد - در جنس خود - خواه جنس قريب باشد و خواه جنس متوسط و يا بعيد - مندرج نمىباشد . به تعبير ديگر : مفهوم و معناى جنس در حدّ فصل مأخوذ نيست ؛ مثلًا ناطق در هيچ يك از حيوان ، جسم نامى ، جسم و جوهر مندرج نمىباشد و هيچ يك از امور ياد شده در حدّ آن مأخوذ نمىباشد . ادلهء مختلفى براى اثبات اين مدعا اقامه شده است ؛ از جمله اين‌كه : اگر معناى جنس در حدّ فصل مأخوذ باشد ، جنس ياد شده نيازمند فصل ديگرى خواهد بود كه به آن تحصل بدهد و ازمجموع آن دو ، فصل اول تشكيل شود . و از آن‌جا كه جنس مورد نظر ، بنابر فرض ، در حدّ فصل دوم نيز مأخوذ است ، « 1 » نيازمند فصل سومى خواهد بود كه به آن تحصل دهد . همين سخن در مورد فصل سوم نيز مىآيد و هكذا . در نتيجه بايد سلسلهء بى نهايتى از فصول در آن فصل نخستين مأخوذ
هامش
( 1 ) . زيرا جنس آن فصل نيزمىباشد و اگردر آن مأخوذ نباشد ، ترجيح بلا مرجِح خواهد بود
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 87 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى