عرض يك مفهوم نفسى است و آن ماهيتى را گويند كه در تحقق خود نيازمند موضوع - يعنى محل مستغنى از آن عرض - مىباشد . اما عرضى - چنانكه يادآور شديم - يك مفهوم نسبى است .
4 - محمول عرضى ، به لحاظ مبدأ اشتقاقش ، گاهى عرض است و گاهى جوهر مىباشد ؛ مثلًا در قضيهء « الناطق حيوان » محمول ، مقوم ذات موضوع نيست و از اجزاى حدّى آن به شمار نمىرود ؛ لذا يك محمول عرضى است ، « 1 » در عين حال جوهر مىباشد .
5 - مقصود از « عرض » در واژههاى « عرض خاص و عرض عام » همان « عرضى » است ، نه عرض در برابر جوهر .
محمول بالضميمه و خارج محمول
مفاهيم عرضى ، به نوبهء خود بر دو دسته تقسيم مىشوند : يك دسته مفاهيم و محمول هايى است كه « خارج محمول » ناميده مىشوند و دستهء دوم مفاهيمى است كه « محمول بالضميمه » مىباشند .
بهطور كلى آن دسته از مفاهيم عرضى كه مبادى « 2 » آنها داراى ما بازاى مستقلى در خارج نيستند و وجود منحاز و فى نفسهاى در خارج ندارند ، بلكه تنها در اثر تحليلهاى ذهنى و مقايسهء اشياى خارجى با يكديگر از اشيا انتزاع و بر آنها حمل مىشوند ، « خارج محمول » ناميده مىشوند . در مقابل ، آن دسته از مفاهيم عرضى كه مبادى آنها واجد ما بازاى مستقل و وجود منحاز و فىنفسهاى هستند كه در خارج عارض بر موضوعاتشان مىشوند ، « محمول بالضميمه » ناميده مىشوند .
هامش
( 1 ) . به طور كلى جنس نسبت به فصل و فصل نسبت به جنس ، از امور عرضى به شمار مىرود . لذا گفتهاند : جنس ، عرض عام فصل و فصل ، عرض خاص جنس است
( 2 ) . مقصود همان مبدأ اشتقاق اين مفاهيم است ؛ مثلًا مبدأ عالم ، علم ومبدأ ابيض ، بياض و مبدأ ممكن ، امكان است