تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
به ديگر سخن : اگر مفهوم عرضى به گونه‌اى باشد كه انتزاع آن از موضوع و حملش بر آن نيازمند آن باشد كه چيزى بر وجود موضوعش افزوده و وجودى به آن ضميمه شود - كه طبعاً اين وجود لغيره خواهد بود - آن را محمول بالضميمه مىنامند ؛ مانند عالم و شجاع نسبت به انسان . عالم و شجاع تنها در صورتى از انسان انتزاع و بر آن حمل مىشود كه وجود علم و وجود شجاعت - كه دو وجود لغيره است - بر انسان عارض و به آن ضميمه گردد و تا اين انضمام صورت نپذيرد ، نمىتوان اين مفاهيم را بر انسان حمل كرد . اما اگر مفهوم عرضى اين‌گونه نبود و همان ذات موضوع براى انتزاع و حمل آن مفهوم بر آن كفايت نمود ، آن مفهوم عرضى « خارج محمول » ناميده مىشود ؛ يعنى مفهومى است كه از ذات موضوع استخراج شده و بر آن حمل مىگردد ؛ مانند آن‌جا كه مىگوييد ؛ « عدد چهار زوج است » و يا « انسان ممكن است » . به بيان سوم : وقتى محمولى بر موضوعى حمل مىشود دو حالت متصور است : حالت اول : اين‌كه محمول واقعيتى جدا از واقعيت موضوع ندارد ؛ يعنى درخارج هيچ نوع دوگانگى و كثرتى ميان موضوع و محمول برقرار نيست و اين ذهن است كه با قدرت تجزيه و تحليلى در بارهء يك واقعيت ، مفاهيم گوناگون را انتزاع كرده و بر آن حمل مىكند ؛ مانند قضيهء : انسان ممكن است ، يا انسان معلول است ، يا انسان واحد است . امكان ، معلوليت و وحدت ، هيچ كدام واقعيتى جدا از واقعيت انسان ندارند ؛ يعنى داراى ما بازاى خارجى نيستند ، بلكه فقط منشأ انتزاع دارند . به بيان ديگر : خود يك مرتبهء وجودى در خارج ندارند . اين دسته از محمولات را « خارج محمول » مىنامند . حالت دوم : اين‌كه همان‌طور كه محمول در ظرف تشكيل قضيه ، تصورى جدا از تصور موضوع دارد ، كه عارض بر موضوع شده و حكم به اتحاد آن با موضوع مىشود ، در خارج نيز واقعيتى جدا از واقعيت موضوع دارد ، كه عارض بر موضوع
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 53 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى