شرح و تفسير
تعريف ذاتى و عرضى
« ذاتى » و « عرضى » دو واژهاى است كه در منطق و فلسفه موارد كاربرد گوناگونى دارد و به نحو مشترك لفظى بر معانى متعددى اطلاق مىشود . آنچه در اين فصل بيان و تعريف مىشود ، اصطلاح خاصى از « ذاتى » و « عرضى » است كه در منطق در باب كليات خمس ( ايساغوجى ) مطرح است . در آنجا گفته مىشود كه هرگاه چيزى بر چيزى حمل شود ، محمول در مقايسه با موضوع دو حالت مىتواند داشته باشد :
اول اينكه : محمول جزء ذات و يا تمام ذات موضوع باشد ؛ به گونهاى كه قوام ذات موضوع به آن بوده و ذات موضوع با زايل شدن آن ، از بين برود . در اين صورت گفته مىشود : محمول ، « ذاتىِ » موضوع است ؛ مثلًا وقتى مىگوييم : « انسان ناطق است » يا « انسان جسم است » يا « انسان حيوان ناطق است » ، در همهء اين موارد محمول اين قضايا ذاتى موضوع خود به شمار مىرود .
دوم اينكه : محمول جزء ذات و يا تمام ذات موضوع خود نباشد و جنس يا فصل آن را تشكيل ندهد ، بلكه امرى بيرون از ذات موضوع خود باشد كه بر آن حمل شده است . محمول در اين صورت « عرضى » خوانده مىشود . در قضايايى مانند : « انسان خندان است » ، « انسان رونده است » ، « انسان ممكن است » ، « عدد چهار زوج است » محمول از امور « عرضى » براى موضوع مىباشد ، زيرا هيچ يك ازاين محمولها تمام ذات و يا جزء ذات ماهيتى را كه موضوع قرار گرفته ، تشكيل نمىدهند ، بلكه امورى هستند بيرون از دايرهء ذات و ماهيت موضوع خود .
به تعبير ديگر : آنچه را بتوان به حمل اوّلى بر ماهيتى حمل كرد ، محمول ذاتى آن ماهيت است و آنچه حملش بر ماهيت جز به صورت حمل شايع نتواند بود ، عرضىِ