بدانيم قضيهء « چهار زوج نيست » دروغ مىباشد و از اين رو قضيهء ممتنع بودن اجتماع دو نقيض و ارتفاع آن دو را اولى الاوائل [ نخستين قضيهء اولى ] ناميدهاند .
شرح و تفسير
گفتيم تقابل تناقض همان تقابل ميان سلب وايجاب و يا تقابل ميان وجود و عدماست . از جمله احكام اين نوع تقابل آن است كه نقيضين همانگونه كه اجتماعشان محال و ممتنع است ، ارتفاعشان نيز محال و ممتنع مىباشد . امتناع اجتماع ، حكم مشترك ميان تمام اقسام تقابل است اما امتناع ارتفاع از ويژگىهاى تقابل تناقض مىباشد . بنابراين ، به نحو قضيهء منفصلهء حقيقى مىتوان گفت : « يا ايجاب صادق است يا سلب صادق . »
پس هرگاه دو قضيه داشته باشيم كه يكى موجبه و ديگرى سالبه باشد و در اين دو قضيه ايجاب و سلب دقيقاًبه يك چيز تعلق گرفته باشد - يعنى وحدتهايى كه در تناقض معتبر است ، رعايت شده باشند - در اين صورت قطعاً و بالضرورة يكى از آن دو قضيه صادق است و ديگرى كاذب مىباشد و امكان ندارد هر دوى آنها صادق و يا هر دوى آنها كاذب باشد .
اصل امتناع تناقض اولى الاوائل و أم القضايا است
ممتنع بودن اجتماع وارتفاع نقيضين مطلبى است بديهى و بىنياز از دليل وبرهان ، چرا كه هركس ايجاب و سلب را تصور كند ، تصديق خواهد كرد كه اجتماع آنها و ارتفاع آنها محال است . بلكه اين مطلب ، بديهىترين بديهيات و نخستين قضيهاى است كه مورد تصديق و پذيرش قرار مىگيرد ؛ به گونهاى كه تصديق و علم به هر قضيهء ديگرى متوقف و وابسته به پذيرش آن مىباشد . اگر كسى در صدق اين منفصلهء حقيقى كه : « يا ايجاب صادق است و يا سلب » ، شك و ترديد كند ، در صدق هر قضيهء