تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
شرح و تفسير سومين حكم تضاد آن است كه دو امر متضاد در نهايت اختلاف و بينونت و جدايى از يك‌ديگرند . بنابراين ، اگر تحت يك جنسْ انواع متعددى مندرج باشد كه درجهء اختلاف ميان آنها گوناگون مىباشد ، تنها آن دو نوعى كه بالاترين درجهء اختلاف را دارند و فاصلهء ميان آنها از يك‌ديگر بيش ازفاصلهء ديگر انواع از يك‌ديگر است ، متضاد مىباشند ؛ مثلًا « رنگ » جنسى است كه انواع گوناگونى در آن مندرج است ، مانند سفيدى ، زردى ، صورتى ، قرمزى ، سبزى و سياهى . در ميان اين رنگ‌ها فاصله و اختلاف ميان سفيدى و سياهى بيش از فاصلهء ديگر رنگ‌ها از يك‌ديگر است . لذا تضاد تنها ميان اين دو رنگ برقرار مىباشد . به عقيدهء حكماى مشا رنگ‌هاى ديگر تركيبى از اين دو رنگ هستند . اختلاف وتضاد ميان آنها به تضاد سياهى يا سفيدى باز مىگردد ؛ مثلًا تضاد ميان زردى و سبزى از آن روست كه در رنگ زرد سفيدى غلبه دارد و در رنگ سبز سياهى . پس در حقيقت تضاد ميان سفيدى و سياهى برقرار مىباشد . مؤلف قدس سره مىگويد : نكتهء اين‌كه حكماى مشا گفته‌اند : « بايد ميان متضادان نهايت اختلاف باشد » آن است كه فلاسفه ابتدا حكم كردند به وقوع تضاد ميان امورى و آن‌گاه به چيزهايى دست يافتند كه متوسط ميان متضادان بوده ونسبى مىباشند ، مانند سفيدى و سياهى ، كه ضد يك‌ديگرند و ميان آنها رنگ‌هايى چون زردى ، قرمزى و سبزى قرار دارد و اين رنگ‌ها در مقايسه با رنگ سياهى ، جزو سفيدى به شمار مىروند . و در مقايسه با سفيدى از مصداق‌هاى سياهى محسوب مىشوند و مانند تهوّر و جبن ، كه شجاعت ميان آنها قرار دارد . از اين روى ، اين شرط را معتبر دانستند و گفتند : يك ضد بايد در غايت اختلاف با ضد ديگر و در نهايت دورى از آن باشد .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 444 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى