تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
ثالثاً ميانشان نهايت خلاف و جدايى باشد . در اين‌جا نيز مؤلف قدس سره همان راه را طى مىكند ، اما به‌طور غير مستقيم . يعنى ابتدا تعريف قدما براى تضاد را - كه محصول همان تقسيم سابق‌الذكر است - بيان مىكند ؛ آن‌گاه امورى را به عنوان احكام تضاد ذكر مىكند كه در واقع همان قيدهاى سه‌گانه‌اى است كه در تعريف حكماى مشا براى تضاد آمده است . و در نهايت مىگويد : « و مما تقدم يظهر معنى تعريفهم المتضادين بانهما امران وجوديان متواردان على موضوع واحد داخلان تحت جنس قريب بينهما غاية الخلاف » .

احكام تضاد :

1 - متضادان تحت يك جنس قريب مندرج‌اند

اين حكم را مىتوان با استقرا به اثبات رساند ؛ يعنى با ملاحظه موارد گوناگون مىبينيم رابطهء تضاد فقط در جايى برقرار مىشود كه دو شىء مندرج در يك جنس قريب باشند . توضيح اين‌كه وقتى اجناس عالى ، يعنى مقولات ده‌گانه را بررسى مىكنيم ، مىبينيم قابل اجتماع‌اند و در محل واحد در كنار هم قرار مىگيرند ؛ مثلًا كم و كيف و نيز اعراض ديگر ، در يك جوهر جسمانى با هم جمع مىشوند . يك تكه چوب هم كميّت دارد ، هم كيفيت دارد ، هم وضع دارد ، هم متى دارد و هم أين دارد و هكذا . هم‌چنين بعضى از اجناس متوسط ، كه در بعضى از اجناس عالى مندرج‌اند با پاره‌اى از اجناس متوسط ديگر ، كه در اجناس عالى ديگرى مندرج‌اند ، جمع مىشوند ، مثلًا كميت متصل قارالذات كه تحت كميت مندرج است ، با طعم كه تحت كيفيت مندرج است ، جمع مىشوند ، و نيز انواع اخير كه تحت برخى از اجناس مندرج هستند ، با بعضى از انواع اخير ديگر كه تحت اجناس ديگرى مندرج مىباشند جمع مىشوند ؛ مثلًاسفيدى كه يك كيف محسوس مبصر است ، با شيرينى كه يك كيف محسوس مذوق است و يا با وزيرى كه يك كيف محسوس ملموس است ، جمع مىشود .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 440 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى