نيز بعضى از اجناس مندرج در يكى از آنها با برخى ديگر ، مانند رنگ كه با طعم جمع مىگردد . بنابراين تضاد با توجه به بررسى موارد مختلف ، فقط بين دو نوع اخير كه در يك جنس قريب داخلند ، تحقق مىيابد ؛ مانند سياهى و سفيدى كه داخل در جنس رنگ مىباشند .
شرح و تفسير
تعريف تضاد
تعريفى كه فلاسفه پيشين براى تضاد ذكر كردهاند ، همان چيزى است كه ازتقسيم ذكر شده در پايان فصل پنجم به دست مىآيد كه : « دو امر وجودىِ غير متضايف تغاير ذاتى داشته باشند » ، يعنى ذاتاً در محل واحد و در زمان واحد و ازجهت واحد قابل جمع شدن نباشند . بنابراين ، متضادان عبارت خواهند بود از : « دو امر وجودىِ غير متضايف كه در محل واحد ، زمان واحد و از جهت واحد يا يكديگر جمع نمىشوند » .
چنانكه گفتيم حكماى پيشين در مقام تعريف تضاد به همين مقدار بسنده كردهاند ، لذا وقوع تضاد در ميان جواهر را جايز دانستهاند و نيز گفتهاند اطراف تضاد مىتواند بيش از دو چيز باشد ؛ يعنى مانعى ندارد سه چيز يا چهار چيز يا بيشتر با يكديگر متضاد باشند .
اما حكماى مشاقيدهاى ديگرى را بر تعريف تضاد افزودند و گفتند : « متضادان عبارتند از دوامر وجودى غير متضايف كه پى در پى بر يك موضوع وارد مىشوند ، تحت يك جنس قريب قرار دارند و ميانشان نهايت خلاف و جدايى است . » قيودى كه در تعريف حكماى مشا اضافه شده عبارت است از :
1 - متضادان مندرج در يك جنس قريب مىباشند ؛
2 - متضادان داراى موضوع واحد و مشتركى هستند . « 1 »
3 - ميان متضادان نهايت خلاف و جدايى است .
هامش
( 1 ) . اين قيد البته اختصاص به تضاد ندارد