تقابل تناقض ، تقابل عدم و ملكه وتقابل تضايف . اين لحاظ را مىتوان لحاظ مفهومى ناميد ؛ يعنى لحاظ شىء به عنوان مفهوم حاكى از اشياى ديگر .
گونهء ديگر لحاظ آن است كه خود مفهوم تقابل را به عنوان وصفى ازاوصاف كه برخى اشيا به آن متصف مىشوند ، بررسى مىكنيم ؛ يعنى مىخواهيم ببينيم اين وصف چگونه وصفى مىباشد . در اين لحاظ كه مىتوان آن را لحاظ مصداقى ناميد ، تقابل يكى از موارد و مصاديق تضايف به شمار خواهد آمد .
مثلًا سياهى و سفيدى ، از آن جهت كه سياهى و سفيدى هستند ، متضاداند و يكى از اقسام تقابل را تشكيل مىدهند . اما از آن جهت كه هر يك از آنها جمع نمىشود با ديگرى كه آن ديگرى نيز با او جمع نمىشود ، دو امر متضايف هستند .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٣٤