تقابل ميان آنها عدم و ملكه خواهد بود ؛ مانند كورى و بينايى . كورى عبارت است از عدم بينايى در موردى كه قابليت و صلاحيت براى بينايى وجود دارد ؛ لذا ديوار با آنكه بينايى ندارد ، اما به آن كور گفته نمىشود ، زيرا اساساً صلاحيت بينايى ندارد . در صورت دوم آن دو شىء متناقضين و تقابل ميان آنها تقابل تناقض خواهد بود .
تقابل تنها ميان دو طرف برقرار مىشود
وَمن أحكامِ مطلقِ التقابلِ : أنّه يتحقَّقُ بينَ طرفَيْنِ ، لأنه نوعُ نسبةٍ بينَ المتقابلينِ ، والنسبةُ تتحققُ بينَ طرفينِ .
ترجمه
يكى از احكام جارى در همهء اقسام تقابل آن است كه : هميشه بين دو طرف تحقق پيدا مىكند ، چرا كه تقابل يك نوع نسبت و رابطه ميان متقابلين است و نسبت هميشه بين دو طرف مىباشد . « 1 »
شرح و تفسير
تقابل - به معناى تغاير ذاتى ميان دو شىء و امتناع اجتماع آن دو در محل واحد ، از جهت واحد و در زمان واحد - نوعى نسبت و رابطهء خاص ميان دو شىء است و چون نسبت هميشه قائم به دو طرف مىباشد ، لذا تقابل هميشه ميان دو طرف برقرار مىگردد . در واقع مفهوم تقابل يكى ازاقسام تضايف است و متقابلان از آن جهت كه
هامش
( 1 ) . يعنى مفهوم تقابل از آن جهت كه مفهوم تقابل است ، گرچه شامل تضايف و غير آن مىشود ، اما مصداق تقابل داخل در خصوص تضايف است . ( مؤلف )