نكتهء بر طرف شدن اشكال آن است كه قاعدهء فرعيت فقط در مورد ثبوت شيئى براى شىء ديگر جارى مىشود ، حال آنكه مفاد هليهء بسيطه ثبوت شىء است ، نه ثبوت چيزى براى آن شىء و بنابراين ، قاعدهء مذكور در آن جارى نمىشود . « 1 »
شرح و تفسير
مطالب اين قسمت و حتى آنچه در پاورقىِ مؤلف قدس سره آمده است ، به صورت كاملترى در فصل ششم از بخش اول گذشت و ما در آنجا مطلب را كاملًا شرح دادهايم ، لذاازتكرار آن در اينجا پرهيز مىكنيم . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين جواب از آن صدرالمتألهين قدس سره مىباشد . اما محقق دوانى با تبديل فرعيت به استلزام خود را از اشكال رهانيد و گفت : ثبوت چيزى براى شىء ديگر مستلزم ثبوت شىء ديگر است ؛ بنابر اين اشكالى در هليهء بسيطه به وجود نمىآيد ، زيرا ثبوت وجود براى ماهيت مستلزم ثبوت ماهيت توسط همين وجود مىباشد . اين جواب در واقع قبول وارد بودن اشكال بر قاعده مىباشد ، لذاجواب تامى نيست . از فخررازى نيز نقل شده كه هليهء بسيطه از حكم قاعدهء فرعيت استثنا مىشود . اشكال اين جواب در اين است كه چنين چيزى تخصيص زدن قواعد عقلى مىباشد . [ و قواعد عقلى غير قال تخصيصند . ] ( مؤلف )
( 2 ) . ر . ك : ج 1 ، ص 106 - 97