تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١

حمل بتّى و حمل غير بتى

وينقسمُ أيضاً ، إلى « بتّىٍ » و « غيرِ بتّىٍ » ؛ والبتىُّ : ما كانتْ لموضوعِهِ أفرادٌ محقَّقةٌ يصدقُ عليها عنوانُه ، كالانسانُ ضاحكٌ والكاتبُ متحركُ الأصابعِ ؛ وغيرُ البتّىِ : ما كانتْ لموضوعِهِ أفرادٌ مقدّرةٌ غيرُ محققةٍ ، كقولِنا : « كلُّ معدومٍ مطلقٍ فانّه لا يُخبرُ عنه » و « كلُ اجتماعِ النقيضَيْنِ محالٌ » . ترجمه هم‌چنين حمل شايع به « بتّى » و « غير بتّى » منقسم مىگردد . بتّى آن است كه موضوعش افراد موجودى دارد كه عنوان موضوع بر آنها صدق مىكند ، مانند : انسان خندان است و نويسنده انگشتانش حركت مىكند . و غير بتّى آن است كه افراد موضوعش فرضى و غير موجود باشند ، مانند : هر معدوم مطلقى غير قابل اخبار مىباشد و هر اجتماع نقيضينى محال است . شرح و تفسير تقسيم ديگرى كه در مورد حمل شايع شده است ، تقسيم آن به بتّى و غير بتّى است . اين تقسيم به اعتبار موضوع قضيه و نحوهء وجود مصاديق آن در خارج صورت پذيرفته است . توضيح اين‌كه وقتى گفته مىشود : « الف ، ب است » چون حمل ، بنابر فرض ، حمل شايع است ، حكمى كه در آن قضيه است مربوط به مصاديق « الف » مىباشد ؛ يعنى مفاد آن قضيه آن است كه مصاديق « الف » ، داراى فلان حكم هستند . باتوجه به اين نكته مىگوييم : « الف » ممكن است مفهومى باشد كه بالفعل داراى مصاديق محقق مىباشد و يا لااقل امكان اين را كه مصاديقى از آن واقعاً تحقق يابد ، دارد و يا آن‌كه به گونه‌اى است كه نه تنها مصداق محققى ندارد ، بلكه امكان اين‌كه