كه در اينجا بيان شده است ، تقسيم حمل شايع به حمل مواطات و حمل اشتقاق است .
حمل مواطات در جايى است كه شىء حقيقتاً و بدون واسطه بر موضوع حمل مىشود و يا به تعبير مؤلف قدس سره حمل شىء بر موضوع نياز به اعتبار امر ديگرى علاوه بر خود آن شىء ندارد ؛ مانند آنجا كه مىگوييم : انسان ضاحك است . حمل ضاحك بر انسان ، حمل ابيض ( / سفيد ) بر پنبه ، حمل حارّ ( / گرم ) بر آتش ، همگى حمل مواطات است ، زيرا مىتوان با اشاره به موضوع و محمول گفت : « اين آن است » . از اين رو ، اين نوع حمل را كه در آن محمول با موضوع توافق و همراهى كامل دارد و حقيقتاً بر آن منطبق مىشود ، حمل مواطات ( / موافقت ) ناميدهاند و نيز به آن حمل « هو هو » « 1 » ( / او اوست ) گفتهاند .
در برابر ، حمل اشتقاق در جايى است كه شىء حقيقتاً و بدون واسطه بر موضوع حمل نمىشود ، بلكه حملش بر آن نيازمند آن است كه « ذو » ( / داراى ) در تقدير گرفته شود و يا از آن شىء مشتقى گرفته شود و آنگاه آن مشتق بر موضوع حمل ؛ شود مثلًا حمل ضحك ( / خنده ) بر انسان ، حمل بياض ( / سفيدى ) بر پنبه ، حمل حرارت ( / گرما ) بر آتش و حمل برودت ( / سرما ) بر يخ ، همه از قبيل حمل اشتقاق مىباشد .
زيرا ضحك حقيقتاً خودش بر انسان حمل نمىشود و اگر گفته شود : « انسان ضحك است » مقصود آن است كه « ذوضحك » يا « ضاحك » مىباشد . به اين نوع حمل ، حمل « ذى هو » نيزگفته مىشود زيرا در آن ، موضوع همان محمول نيست و رابطهء هوهو ( اين آن است ) برقرار نمىباشد ؛ بلكه موضوع داراى محمول است و مفادش آن است كه « اين داراى آن است » .
هامش
( 1 ) . ضمير نخست به موضوع و ضمير دوم به محمول باز مىگردد ؛ و مقصود آن است كه در اين نوع حمل ، بدون نياز به در نظر گرفت ، چيزى علاوه بر موضوع و محمول ، مىتوان حكم به اتحادشان كرد