نكتهء دوم :
مؤلف قدس سره در نهايةالحكمة مىگويد : از آنجا كه حمل اولى ذاتى گاهى در مورد وجود عينى و خارجى اعتبار مىشود ، بهتر است به جاى اينكه بگوييم : « حمل اولى ذاتى عبارت است از اتحاد موضوع و محمول در مفهوم » بگوييم : « حمل اولى ذاتى عبارت است از اتحاد موضوع و محمول در ذات » . زيرا ذات همان هويت است و شامل وجود عينى نيز مىگردد ، بر خلاف مفهوم كه اختصاص به وجود ذهنى دارد .
نكتهء سوم :
وجه نامگذارى اين نوع حمل به حمل ذاتى اولى آن است كه در اين حمل دوخصوصيت وجود دارد : يكى آنكه محمول در تمام اقسام اين حمل همان ذات موضوع است ؛ خواه محمول حدّ تام موضوع باشد ، يا جنس و يا فصل آن باشد و يا عيناً خود موضوع باشد و دوم آنكه قضايايى كه در اين مورد تشكيل مىشود ، بديهى اولى هستند ؛ يعنى اگر موضوع و محمول آن تصور شود ، انسان خود به خود به آن تصديق خواهد كرد ، چرا كه حمل در اين قضايا در واقع از باب حمل شىء بر خودش است كه امرى بديهى و ضرورى است ، به لحاظ ويژگى اول اين حمل را ذاتى و به لحاظ ويژگى دوم آن را اوّلى مىگويند .
نكتهء چهارم :
در حمل اولى ذاتى علاوه بر اتحاد در مفهوم ، اتحاد در وجود و هستى هم برقرار مىباشد . در واقع تفاوت اين حمل با حمل شايع در آن است كه در حمل شايع فقط اتحاد در وجود است ، اما در حمل اولى علاوه بر اتحاد در وجود ، اتحاد در مفهوم نيز برقرار مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . و از اين روست كه محقق سبزوارى در شرح منظومه مىگويد : « مفاده [ اى مفاد الحمل الاولى ] ان الموضوع نفس مفهوم المحمول ذاتاً وماهيةً لا وجوداً فقط ، كما فى الحمل الشايع »