دو نكته
نكتهء اول :
صحت حمل شىء بر خودش ، متوقف بر آن نيست كه توهم سلب شىء از خودش شود ، زيرا مغايرت و اختلافى كه براى حمل بدان نيازمنديم و مصحح حمل مىباشد ، در مورد حمل شىء بر خودش با اعتبار عقل حاصل مىگردد ؛ بدين صورت كه عقل مثلًامفهوم انسان را يك بار لحاظ كرده و آن را موضوع قرار مىدهد و آنگاه دوباره آن را لحاظ كرده و محمول قرارش مىدهد و مقصود ازاينكه گفته مىشود اختلاف در قضيهء : « انسان انسان است » يك اختلاف اعتبارى است ، همين است . « 1 »
مطلبى كه مؤلف قدس سره به آن اشاره كرده است شرط مفيد بودن حمل است ، نه شرط صحت آن ؛ يعنى براى آنكه قضيهء : « انسان انسان است » داراى فايدهاى باشد ، بايد مخاطب امكان سلب شىء از خودش را توهم كرده باشد و اين قضيه در مقام دفع آن توهم ذكر شود . « 2 »
هامش
( 1 ) . از اينجا دانسته مىشود كه مغايرت و اختلاف در حمل به معناى دوم آن يعنى « حكم به اتحاد دو چيز » ، معتبر است ، اما در حمل به معناى نخست آن ، كه همان هوهويت نفس الامرى واتحاد واقعى است ، كثرت معتبر نيست و لذا در جايى كه وحدت صرف حاكم است ، در واقع اتّم مصاديق هوهويت برقرار مىباشد ؛ كثرت درجايى لازم است كه بخواهيم حكم به اين كنيم كه « اين آيه آن است » ، نه در خود اتحاد واقعى و نفس الامرى . در واقع اتحادى كه در هوهويت مطرح است ، معنايى اعم از وحدت دارد ، لذا شامل يگانگى يك چيز با خودش نيز مىگردد و بلكه اين مورد از يگانگى اتمّ مصاديق هوهويت است . استاد مطهرى در اين باره مىگويد : « امثال شيخ كه تصريح مىكنند كه در هوهويت و حمل وحدت من جهةٍ و كثرت من جهةٍ شرط است ، . . . مقصودشان اين نيست كه شرط صحت حمل و صحت هوهويت كثرت من جهةٍ و وحدت من جهةٍ مىباشد ، بلكه مقصودشان شرط مفيد بودن است . . . پس ما بايد در باب هوهويت قبول كنيم كه اظهر مصاديق هوهويت ، حمل شىء بر نفس مىباشد ( درسهاى الهيات شفا ، ج 1 ، ص 269 )
( 2 ) . و از اين روست كه محقق سبزوارى پس از آن كه در مورد حمل اولى مىگويد : « مفاده انّ الموضوع نفس مفهوم المحمول ذاتاً و ماهيةً و لكن بعد ان يلحظ نحو من التغاير » در تعليقهاى كه بر اين قسمت دارد ، مىگويد : « ليفيد الحمل ، اذ لكونه ضرورياً بمعنيين ، اى واجباً وبديهياً ، يترائى انه لايفيد . لكن ليس لذلك ، اذ يفيد فائدة معتداً بها . فان قولك « الانسان انسانٌ » فى المقامين بمنزلة ان يقال : الانسان الذى يجوز عند السائل ان يفقد نفسه ، حيث ان سؤاله فى قوة هذا التجويز ، هو الانسان الذى هو واجد نفسه ، ممتنع الفقدان لنفسه » . ( شرح منظومه ، فريدهء ششم ، غرر فى الحمل وتقسيمه »