توضيح دهيم . وقتى براى يك ماهيت حكمى بيان مىكنيم ؛ مثلًا مىگوييم : « انسان سعادتمند است » ، موضوع اين حكم در رابطه با مثلًا قيد « ايمان » سه حالت مىتواند داشته باشد : يكى آنكه مقيد به ايمان باشد ، دوم آنكه مقيد به عدم ايمان باشد و سوم آنكه نه مقيد به ايمان باشد و نه مقيد به عدم ايمان ، در صورت نخست ، انسان به شرط ايمانْ موضوع حكم است . در واقع ازآنِ « انسانِ مؤمن » است و در صورت دوم ، انسان به شرط عدم ايمان موضوع حكم است و حكم از آنِ « انسان غير مؤمن » مىباشد و در صورت سوم انسان مطلق ، موضوع حكم است ، خواه مؤمن باشد و خواه مؤمن نباشد .
در همان قضيه ، همين اعتبارات در بارهء قيود ديگرى چون علم ، سلامت ، شجاعت و مانند آن نيز مطرح مىشود ، و موضوع حكم ياد شده در مورد هر يك از اين قيدها سه حالت مىتواند داشته باشد . « 1 »
والماهيّةُ الّتى هى المَقْسَمُ للأقسامِ الثلاثةِ هى الكلّيُ الطبيعيُ ، وهى التي تعرضُها الكليّةُ فى الذهنِ فتقبلُ الانطباقَ على كثيرينَ ؛ وهى موجودةٌ فى الخارجِ ، لوجودِ قِسمَينِ من أقسامِها ، أعني المخلوطةَ والمطلقةَ فيه ، والمَقْسَمُ محفوظٌ فى أقسامِهِ موجودٌ بوجودِها .
ترجمه
ماهيتى كه به اين سه قسم تقسيم مىشود همان كلى طبيعى است ؛ يعنى ماهيتى كه در ذهن متصف به كليت مىشود و لذا مىتواند بر مصداقهاى متعدد منطبق گردد و چون
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه اعتبارات سهگانهاى كه بيان شد اختصاص به ماهيت ندارد ، بلكه در مورد معقولات ثانى منطقى و فلسفى نيز جارى مىشود . نكتهء ديگر اينكه حاصر بودن تقسيم ماهيت به ماهيت به شرط شىء و به شرط لا و لا به شرط ، در صورتى درست است كه اين اصطلاحات به گونهاى كه اخيراً بيان شد در نظر گرفته شود . ( دقت شود )