با آن در وجود است ، اگر چه همراه با آن باشد .
3 - ماهيت به شرط لا به معناى نخست آن در هيچ موطنى وجود ندارد ، بر خلاف ماهيت به شرط لا به معناى دوم ، كه چنانكه روشن است ، وجود و تحقق دارد .
بيانى ديگر دربارهء اعتبارات سه گانه
نكتهء مهم در اينجا آن است كه بنابر بيانى كه مؤلف قدس سره در بارهء اعتبارات سه گانهء ماهيت دارند مقصود از « شىء » در عبارتهاى « به شرط شىء » ، « به شرط لاشىء » و « لا به شرط شىء » ، تمام چيزهايى است كه مىتواند به ماهيت ملحق و بر آن عارض شود ؛ لذا ماهيتِ « به شرط لا » ماهيتى است كه مجرد از همهء امور بيرون از ذات خود مىباشد . اما مىتوان « شىء » را امر خاصى در نظر گرفت و اعتبارهاى سهگانه را به اين صورت مطرح كرد كه : هرگاه ماهيت را با يك امر بيرون از ذاتش در نظر بگيريم كه عروض و لحوقش به ماهيت ممكن مىباشد ، آن را به سه نحو مىتوان اعتبار كرد ، اگر چه آن ماهيت در خارج يا واجد آن خصوصيت است و يا فاقد آن ، ولى در ذهن به سه صورت قابل اعتبار است ؛ مثلًا انسان را در مقايسه با علم سهگونه مىتوان اعتبار نمود :
1 - انسانِ مقيد به علم . 2 - انسان مقيد به عدم علم . 3 - انسان مطلق ، خواه عالم باشد و خواه عالم نباشد . چنانكه گفتيم ، انسان در خارج ، از دو حال بيرون نيست : يا عالم است و يا عالم نيست و قسم سومى براى آن تصور نمىشود ، اما در ذهن انسان سه اعتبار و سه قسم دارد .
اعتبارهاى سهگانه در بسيارى از موارد به معناى ياد شده - كه كاملًا نسبى است - به كار مىرود . در اين معنا يك ماهيت در مقايسه با يك قيد ممكن است به شرط شىء باشد و در رابطه با قيد ديگرى به شرط لا و در همان حال نسبت به قيد سوّمى لا به شرط باشد .
براى روشنتر شدن مطلب ، خوب است اعتبارهاى سه گانه را در ضمن « جمله »