اصطلاح ديگر به شرط لا « 1 »
واژهء « به شرط لا » اصطلاح ديگرى نيز دارد كه در بحث جنس و فصل و تفاوت هر يك از آنها با ماده و صورت مطرح مىگردد . آنجا كه گفته مىشود : جنس همان ماده است و ماده همان جنس است ، با اين تفاوت كه اعتبار جنس « لا به شرط » بوده و اعتبار ماده ، « به شرط لا » مىباشد . « 2 »
مقصود از اعتبار « به شرط لا » در اصطلاح اخير آن است كه ماهيت به تنهايى لحاظ شود ؛ به گونهاى كه هر چه با آن مقارن و همراه شود ، زايد و بيرون از آن باشد . بازگشت اين اعتبار به آن است كه ماهيت مورد نظر ، تامّ و كامل لحاظ شود ؛ به نحوى كه براى تتميم ذاتش به امر ديگرى نياز نداشته باشد . در اين صورت ، اگر چيز ديگرى به آن ماهيت ضميمه گرديده و با آن تركيب شود ، از مجموع آنها ماهيت جديدى به وجود خواهد آمد كه با ماهيت نخستين مغاير است ؛ همانگونه كه آن ماهيت مغاير با جزيى است كه با آن مقارن شده و بر آن حمل نمىگردد ، بلكه مادهء آن جزء مقارن خواهد بود .
مثلًا ماهيت حيوان اگر به گونهاى اعتبار شود كه تامّ بوده و براى تتميم ذاتش به ضميمه شدن فصل هايى مانند ناطق و صاهل نياز نداشته باشد ، در اين صورت گفته مىشود كه حيوان ، به شرط لا اعتبار شده است . در اين صورت ، اگر امورى چون ناطق و صاهل به آن ضميمه شود ، اين امور زايد بر ذات حيوان خواهد بود و از تركيب آنها ( حيوان + / ناطق ) ماهيت جديدى ( انسان ) به دست مىآيد كه با حيوان مغاير است .
هامش
( 1 ) . چنانكه در شرح آوردهايم ، واژهء « به شرط لا » در واقع داراى دو معنا و دو اصطلاح متفاوت است ، نه آنكه يك معناى واحد داشته باشد و آن معنا بر دو قسم باشد . از اينجا مسامحهاى كه در بيان مؤلف قدس سره رخ داده روشن مىشود . چه ، ايشان براى واژهء « به شرط لا » معناى واحد ذكر كرده و آن معنا را در برابر ماهيت مخلوطه و مطلقه قرار داده و آنگاه آن معناى واحد را به دو بخش تقسيم كرده است
( 2 ) . ر . ك : فصل چهارم از همين بخش