تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
3 - نحوهء سوم لحاظ آن است كه ماهيت انسان را به طور مطلق و رها در نظر بگيريم ، نه مشروط به عوارض و لواحق خاص و نه مشروط به نبود آن عوارض و لواحق . انسان هرگاه بدين نحو لحاظ شود ، بر همهء افرادش صدق خواهد كرد : هم بر عالم و هم بر جاهل ؛ هم بر سفيد و هم سياه ؛ هم بر انسانى كه چاق است و هم انسان لاغر . زيرا انسان در اين اعتبار نه مقيد به عالم بودن است و نه عالم نبودن ؛ نه مقيد به سفيد بودن است و نه سفيد نبودن ؛ نه چاق بودن و نه چاق نبودن ، بلكه مطلق و رها است ؛ به گونه‌اى كه هر چيزى مىتواند با آن همراه و يا جدا و منفك از آن باشد . به همين دليل آن را « ماهيت مطلقه » مىگويند . بنابراين ، ماهيت مطلقه در همه جا حضور دارد و بر همهء افراد ماهيت صدق مىكند . البته صدق ماهيت مطلقه برفرد ، با صدق ماهيت مخلوطه بر آن تفاوت دارد ، زيرا ماهيت مخلوطه - چنان‌كه بيان شده - بر كل ، يعنى ذات به علاوهء خصوصيات ملحق به آن ، صدق مىكند ، اما ماهيت مطلقه تنها بر حيثيت ذات فرد منطبق مىگردد ؛ مثلًا انسان اگر لا به شرط اعتبار شود ، بر « حسين » به اعتبار ذاتش صدق مىكند و خصوصياتى كه حسين واجد آن است ، از حيطهء اين مفهوم بيرون است .

تقسيم ياد شده به حصر عقلى است

تقسيم فوق از دَوَران بين نفى و اثبات به دست مىآيد و لذا حاصر مىباشد و نمىتوان قسم چهارمى براى آن فرض كرد . اين تقسيم محصول دو تقسيم ثُنايى است بدين شرح : ماهيت يا به صورت مشروط و مقيد لحاظ مىشود ، يا غير مشروط ( / ماهيت لابشرط ) . در صورت اول يا مشروط به وجود عوارض و لواحق است يا نيست . در صورت اول به شرط شىء و در صورت دوم به شرط لا خواهد بود .