تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
سواءٌ كانتِ الأُولى أو الثانيةَ ، حيثيتُها القوّةُ ، ولازمُها الفقدانُ ، و من الضرورىِ أنّه لايكفى لا عطاءِ فعليّةِ النوعِ وإيجادِها ، فلا يبقى للفعليّةِ إلّاأن توجدَ من غيرِ علّةٍ ، وهو محالٌ . ترجمه گروهى از مادىگراها علت را منحصر در ماده دانسته‌اند ، اما با توجه به اصول و قواعد پيشين ، چنين نظرى مردود است ، چرا كه ماده ، خواه مادهء نخستين يا مادهء دوم ، حيثيتى جز قوه ندارد ، كه لازمهء آن فقدان و ندارى مىباشد ؛ و روشن است كه چنين چيزى براى فعليت و تحقق بخشيدن به نوع كفايت نمىكند . بنابر اين ، لازمهء سخن ايشان آن است كه فعليت نوع بدون علت تحقق يافته باشد و اين محال است . شرح و تفسير گروهى از دانشمندان طبيعى كه گرايش به ماده داشته و منكر ماوراى ماده مىباشند ، عليت را منحصر در ماده دانسته‌اند و علت‌هاى سه گانهء ديگر را انكار كرده‌اند . به اعتقاد اين دانشمندان صورت‌هاى نوعى گوناگون معلول خود ماده است ، و علت فاعلىاى در وراى ماده وجود ندارد كه افاضه كنندهء آن صورت‌ها بر ماده باشد ؛ هم‌چنين ماده غايت و هدفى در كار خود ندارند ؛ لذا علت غايى نيز وجود ندارد . اما اين پندار نادرست است و نمىتوان ماده را علت به وجود آورنده و افاضه كنندهءصورت‌هاى نوعى دانست . براى اثبات اين مدعا و ابطال پندار اين گروه از مادىگرايان ، دو دليل مىتوان اقامه كرد . دليل نخست از سه مقدمه تشكيل مىشود :

مقدمهء نخست :

حيثيت ذاتى ماده ، خواه مادهء اولى و خواه مادهء ثانيه ، حيثيت قبول و پذيرش است .