تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
چيز است : 1 - فاعل . 2 - غايت . 3 - صورت . 4 - ماده . از ميان امور چهارگانهء فوق ، امر اول و دوم ، كه به آن علت فاعلى و علت غايى گفته مىشود ، اختصاص به جوهرهاى جسمى ندارد و همهء پديده‌هاى ممكن را شامل مىگردد ، اعم از جوهرهاى مجرد و اعراض گوناگون . امّا امر سوم و چهارم ، يعنى علت مادى و علت صورى اختصاص به جوهرهاى جسمى دارد ؛ يعنى تنها جسم و انواع گوناگون آن است كه وجودش متوقف بر ماده و صورت بوده و داراى علت مادى و علت صورى مىباشد . علت مادى و صورى - چنان‌كه در فصل دوم گذشت - علل داخلى و علل قوام ناميده مىشوند ، زيرا اينها اجزاى تشكيل دهندهء معلول اند و با معلول خود متحد مىگردند و در ضمن وجود آن باقى مىمانند .

اثبات علت صورى

علت صورى همان صورت است ؛ يعنى چيزى است كه ملاك فعليت جسم مىباشد ؛ به تعبيرى همان چيزى است كه همهء فعليت‌هاى يك جسم مستند به آن مىباشد و منشأ و مبدأ همهء خواص وآثار مترتب بر آن مىباشد . در بحث‌هاى گذشته ثابت شد هر جسمى مركب ازماده و صورت است . علت بودن صورت براى جسم به خاطر آن است كه صورت ، جزيى ازجسم مىباشد ؛ لذا وجود جسم متوقف و وابسته به آن مىباشد ، ازباب توقف كل بر جزء . و - چنان‌كه مىدانيم - عليت و معلوليت همان رابطهء توقف و وابستگى يك شىء به شىء ديگر است .

صورت ، علت صورى ماده نيست

چنان‌كه بارها يادآور شده‌ايم ، آن‌چه فعليت جسم به آن است ، تنها نسبت به كل مركب از آن و ماده ، يعنى نسبت به نوع جسمى ، علت صورى است ، اما نسبت به خود
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 367 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى